تبليغاتX
عياني در نهان

اغلب ایرانیان با وجودیکه سالهاست "مسلمانند"! و در انجام فرایض روزمره دین خود کوتاهی نمیکنند اما به جهت گرفتاریهای روزانه (که البته نباید تداخلی در دین داشته باشد) فرصت جستجو و تحقیق در باره برخی مسائل مهم ارتباطات قرآنی را ندارند و بسیار مواجه میشوم با کسانی که با وجود داشتن دین موروثی پدری و انجام اعمال حج و نماز و روزه از کلیدهای استفاده از قرآن بی بهره اند و اگرچه  نخواندن قرآن از سوی مسلمان یعنی بی توجهی وکم کردن ارتباط با دین و کلام خدا ، اما خواندن و نفهمیدن کلام الله یا سوءبرداشت ازآن موضوع دیگریست که باید استخفاف دین تلقی کرد. توجه نمائید که اگر شما نامه دوستی را بخوانید و در نهایت بگوئید همین جوری بخاطر دوستی ایشان خواندم ولی نفهمیدم چه گفته است ، عکس العمل شنونده چه خواهد بود ، حال چگونه ما بخود این اجازه رامیدهیم که با کلام خداوندی چنین کنیم که هرچه در آسمانها و زمین است متعلق به او و تسبیح گوی اوست.(درواقع چگونه این اجازه را بخود داده اند که مارا چنین بار آورند!!! ) از همین راه است که کلامی هرچند کوتاه در مورد سه عبارت " ناسخ ومنسوخ" ، "شان نزول آیات" و "محکمات و متشابهات" تقدیم میکنم . انتخاب این متن بدلیل سادگی و کم حجمی و بیان فصیح مطالب است و گرنه در مورد هر یک از موضوعات مباحث مختلف زیادی جریان دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا حكمت در پنجشنبه 1387/05/17 و ساعت 12:10 |
سلام بر همه دوستان  دیده و نادیده

منهم مانند بسیاری از شما سعی میکنم تا از طبیعت و زیبائیهایی که خداوند آفریده است‌ تا حد توان بهره برم و شکر گذار درگاه احدیت باشم. تنها برای نوازش چشمان دلتان چند عکس از طبیعت زیبای موطنم «آذربایجان » را تقدیم حضورتان میکنم.باشد که شما هم خوشتان بیاید. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا حكمت در چهارشنبه 1387/04/05 و ساعت 20:49 |

آن چيزي كه در قرآن هست اين نيست كه ما بگوييم: هر چيزي كه براي‌مان اتفاق مي‌افتد از قبل تعيين شده و خدا خواسته است و تغيير آن دست ما نيست. فهم اين مطلب به اين شكل، خرافه است! زيرا كه قرآن و دعوت انبياء را از كار مي‌اندازد. اگر ما به دستورات خداوند مبني بر صالح بودن يا طالح بودن اعمال، اهميت ندهيم، و وقتي هم اتفاق بدي بيفتد بگوييم كه خدا اين‌طور خواسته، و قضاء و قدر است، پس پيامبر براي چه آمده و دستورات خدا را براي ما بيان نموده؟!


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا حكمت در پنجشنبه 1387/03/02 و ساعت 11:57 |
سال ۸۶ هم با همه فراز و نشیبها گذشت و جای خودش را به سال جدیدی بخشید. قطعا بسیاری از مسائل و مطالب سال جدید ادامه گذشته خواهد بود اما امیدوارم که فرهنگ و جهان نگری ایرانیها بهتر شود. ایکاش هنگام خواندن دعای تحویل سال قصد و منظور ما از "... احسن الحال" فقط مادیات نباشد!!

مثلا

کسانیکه در طی ایام تعطیلی بمسافرت رفته بودند برای شروع تعالی فرهنگی میشود با همسفران خودشان راجع به وضعیت فرهنگی شهرهای مورد بازدید صحبت کنند و یا مقایسه ای داشته باشند راجع به محل زندگی خود و جاهایی که دیده اند و از طریق وبلاگهای مختلف نتیجه به اطلاع عموم برسانند.

 نگاهی هم به آدرس زیر بکنیم و فکر کنیم چگونه میشود در این راه به احسن الحال رسید:

http://www.mfoi.net/    بخش آزادی اطلاعات در جهان

 

+ نوشته شده توسط رضا حكمت در شنبه 1387/01/17 و ساعت 12:27 |

 به مناسبت سالگرد زلزله اردبیل(در اسفند سال1375 )                                                       و بیاد همه مردم زلزله زده جهان                                                                                                       

 

شعری از فریدون مشیری به همراه ترجمه تورکی                           




ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا حكمت در شنبه 1386/12/04 و ساعت 14:41 |
نیاز به شرح ندارد:

 

 

و کابوس وحشتی که برای ما خواب دیده اند......

+ نوشته شده توسط رضا حكمت در یکشنبه 1386/11/21 و ساعت 22:5 |

در سکوت نیمه شب مردی خموش

دست در جیب تفکر

پای در طول زمان

چون پر کاهی ،اسیر باد عاصی، میگذشت.

گرچه در طول زمان ره می سپرد؛

عرض دشت خاطراتش را

-          سریع و پرشتاب

دید میزد، همچو مردان حماسی ، میگذشت ؛

زخمهای کهنه دل را گذار زندگی

پینه های چرک در دل داده بود.

جویبار پر نشاط عمر مرد

در سراشیب زمان افتاده بود.

اعتیاد سالها بر روز و شب

بازگشت گل بدنبال خزان

مرد را  غافل زمرگ لحظه ها

در میان کوره کور زمانه می گداخت ،

این چنین موی سیاهش رنگ باخت .

چشمه عمرش ز بطن مادری ،

با تمنای همآغوشی رود،

سر برون زد از دل کوه غنای زندگی .

چشم سوی آفتاب آسمان ،

دست در دستان امواج غیور،

پیشتر میرفت با شور و نوای زندگی .

صخره را بشکافت و با آبشار

عشق را تا قعر دره تاخت زد .

گاه پشت کوه اسب عشق را

بند زد بر پا ، برای لحظه ای

پس رهی جست از ورای زندگی .

میگذشت اینسان جهان کوچکش !

در مسیر دشت عمرش ، در میان دره ای

رود باری را خروشان یافت مرد .

همنشین شد با خروش رود نو

گرچه کم ، اما نوای رودبار

شخم زد برپهندشت رود پیر؛

زخمهای کهنه اش سرباز کرد .

زخمها را یک بیک کاوید وباز

تا نماند چرکی اندر جای زخم ،

زخمه میزد تار تار پینه را .

جستجو را تا سحرگه طول داد

گام در گام خیالش ره سپرد ،

مرحمی بنهاد زخم سینه را .

چون سحر خورشید سرزد از افق

رود پیر خسته را رهوار یافت .

می خزید آرام پشت کوهها

تا بگیرد موجها را تنگ و تنگ ،

زخم دل را شسته با رود جوان

لوح عمرش را میان زخم یافت .

در نوشته لوح را با خون سرخ

"زندگی : ایمان به حق و سعی و جنگ"

+ نوشته شده توسط رضا حكمت در جمعه 1386/10/14 و ساعت 14:28 |

شاید هنوز دير نشده است!

مرد يا زني را در نظر بياوريد كه بنا به دلايلي چندين ازدواج داشته و از هر كدام اين ازدواجها كودكاني حاصل شده است. كودكاني كه در عين  ناتني بودن، باهم برادر و خواهرند و حداقل وراثتهاي ژني آنها يك چهارم است . اگر اين مرد يا زن درك صحيحي از خانواده داشته باشد و همه كودكان خود را بيك چشم ديده و نسبت به رعايت حقوق همه آنها بيك ديده بنگرد ، همه آنها را به اين نكته متوجه سازد كه اگرچه هريك از آنها به تنهايي شخصيتي جداي از گروهند و بايد كه موقعيت خود را درك كنند و بشناسانند اما فقط باهم مفهوم خانواده  مي يابند ، در آنصورت بعد از مرگ والدين آن خانواده گرچه هركدام استقلالي براي خود دارند اما مفهوم خانواده را حفظ خواهند كرد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا حكمت در یکشنبه 1386/09/25 و ساعت 13:43 |

نشخوار خاطرات گذشته را،

آن چين هاي چروكيده دو چشم،

وآن خط گوشه لبهاي پيرزن ،

تصوير مي كند.

گاهي به زهر خند و گاهي به نيم خند،

سوسوي چشمهاي پراز رنج بي فروغ،

از يادواره هاي زمان شباب او،

تعبير ميكند.

ديدار لحظه ها زپس پرده زمان،

معناي زندگيش را بروشني،

در ژرفناي دل خسته از طپش،

تفسير ميكند.

تعميق تجربه هايش به طول عمر،

درعين سرخوشي از شورعشق ها،

آن خامي شتاب زمان شباب را،

تحقير مي كند.

گاهي زفكر گذشته برون شده،

آينده را و تباهي گور را،

توضيح هبط روان حقير را،

تدبير مي كند.

درمانده از چگونگي خط وربط عمر،

بي دستگيره محكم بروز پس،

آشفته از يگانه فرصت ديدار زندگي،

تجسير مي كند:

"هرآنچه بوده بطول گذشت عمر،

مهروصفا ومحبت ويا فساد،

مارا قدير جهان خود بدين طريق،

تقدير مي كند!؟!"

+ نوشته شده توسط رضا حكمت در دوشنبه 1386/09/12 و ساعت 21:20 |

"فبشر عبادي الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه"

اين راه كاري روشن و غير قابل تعويض از سوي خداوند متعال است به تمامي انسانهايي كه خود را عباد الله ميدانند. خداي قادري كه ميتوانست براحتي هيچ فرقي در بين انسانها نيافريند اما آنها را از زوجي آفريد و به ايشان علم و معرفت داد تا خود به دنبال شناخت بروند و حقيقت را بيابند.پروردگاري كه در طول سالهاي نزول وحي بارها از انسانها دعوت به تعقل و تفكر كرد و بارها از اينكه بجاي تفكر از حربه غلط پدرانش كه همانا زورگويي و فساد در روي زمين است ، استفاده ميكند، اورا نكوهش كرد. مالك تمامي آسمانها و زمين ، نه فقط هرگز از انسان نخواست كه حق طبيعي انسان ديگري را از او باز ستاند، بلكه وي را تشويق به جهاد در راه كساني كرد كه از ظلم جاري بر خود نالان و پريشانند. اين مقدمه كوتاه را از آن جهت عرض كردم كه موضع خود را در برابر "حقيقتي بنام آزادي و شرف انسان"بيان كنم.هماني كه بخاطر آن پيامبران مبعوث شدند، هماني كه بخاطر آن امامان و اوليائ دين و انديشمندان بني بشر شهيد شدند، هماني كه بنام دفاع از آن هزاران هزار انسان بي پناه و بي گناه مقتول و مهجور ومحبوس شدند!!! من اولين كسي نيستم كه در اين مورد ميگويم و آخرين هم نخواهم بود.صدها سخنور دانشمند بليغ تر ازمن به نثر و نظم گفته اند و آنان را دهان دوخته اند، من كه جاي خود دارم اما از آنجا كه تكرار سخن حق واجب است و نبايد در برابر خيانت به انسانيت سكوت كرد، ميخواهم به بهانه بررسي نوشتارهايي كه در جايگاه نظرسنجي مقاله آبانماه وبلاگ تحت عنوان "ناصر پورپيرار چه ميگويد" ديدم ، به بحث در باره مقدمه بپردازم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا حكمت در دوشنبه 1386/08/28 و ساعت 20:50 |