تبليغاتX
عياني در نهان
RABİA'YA AHLAKSIZ TEKLİF!..İRAN'DA MUTA NİKAHI İÇİN 500 DOLAR VERDİLER!..
Adı bir dönem Mehmet Ali Ağca ile birlikte anılan Ortadoğu gazetesi köşe yazarı Rabia Özden Kazan,İran'a gitti.Yaşadıklarını "Tahran Melekleri" kitabında anlattı.



Rabia Özden Kazan, 2006 Ramazan ayında gittiği İran'da gördüklerini anlattığı "Tahran Melekleri" kitabında İran'da gençlerin partilerde su gibi alkol tükettiğini, Hollywoodvari dejenere kadın-erkek ilişkilerine şahit olduğunu yazdı.

Kazan, İran'da iftar sonrasında yaşlı bir adamın kendisine 500 dolar karşılığında muta nikahı (Günü birlik nikâh!) kıymak istediğini de anlatıyor. Eylül ayında İtalya'da, daha sonrak da Amerika'da yayınlanacak kitap için Rabia Kazan, yurtdışında insanların kendisini İranlı kadınlara benzetmesi nedeniyle oradaki yaşamı merak ettiği için İran'a gittiğini belirtti.

20 gün Tahran'da kaldığını, bu süre içinde para karşılığında nikah yapan kadınlarla karşılaştığını söyleyen Kazan, "İslam rejiminin zorbalıklarını anlatmak istedim. Dikkat edin İslamiyet demiyorum. Benim öğrendiğim Mevlana'nın İslamiyeti. Oradaki islamiyet değil. İslamiyet'te para karşılığında bir gece beraber olunmaz. Burada tezat ve dram var. Oradaki kadınlar nasıl yaşayacaklarına karar veremiyor. Ben burada istediğim için örtünüyorum. Bana sen niye örtünüyorsun diyorlar. Orada İslamiyet değil Ahmedinecad'ın kuralları var " dedi.

Nebahat Koç/Akşam

"ربيعه اوزدن كازان" يك زن مسلمان تورك در طي ماه مبارك رمضان 2006 مدت بيست روز مهمان پايتخت كشور اسلامي ايران بود و در بازگشت خاطرات خود را در كتابي بنام" ملائك تهراني" منتشر كرده است. اين كتاب در طي تابستان به زبان ايتاليايي و در آينده نيز در آمريكا انتشار خواهد يافت. اين مطلب توسط خانم "نباهات كوچ" در سايت"مديا رادار" نوشته شده است. ربيعه ضمن انتقاد از وضع ديني پايتخت نشينهاي ايران از اينكه دنياي اعتقادي وي در مورد اين مدينه فاضله بهم ريخته گله مند بوده و از پيشنهاد متعه شدن خود براي مرد مسني در مقابل 500دلار شكايت كرده و عدم وجود چنين قانوني را در دين اسلام بيان ميكند. همچنين از مهمانيهايي گزارش ميدهد كه مردان وزنان بشيوه هاليوود در هم آميخته اند و جوانان مانند آب از الكل استفاده ميكنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا حكمت در یکشنبه 1386/07/29 و ساعت 23:15 |

استاد علی سلیمی ازآهنگسازان برجسته موسیقی است که یونسکو اورا آهنگساز بزرگ شرق

معرفی کرده است . پدرسلیمی سالها قبل ازتولد وی ازروستای مهماندوست اردبیل به باکو رفت.

استادعلی سلیمی درسال ۱۳۰۱ درباکو به دنیاآمد. استعدادوی مادر رامجبورکردکه تاری برای وی

بخرد و اورا به مکتب موسیقی بفرستد. استاد مقدمات نوازندگی را نزدموسیقیدان نامی اذربایجان

"باکیخانوف"آموخت.دردوران حکومت استالین پدرسلیمی به جهت ایرانی بودنش از آذربایجان

اخراج شد و او به همراه خانواده درسال ۱۳۱۷ به اردبیل برگشت. چندی بعدپدر دارفانی را وداع

کرد.اولین رخداد هنری استادسلیمی درسال۱۳۳۲ بودکه وی موفق به دریافت مدال طلای یک

فستیوال موسیقی گردید.وی درهمان زمان به رهبری ارکسترآذربایجانی رادیو ایران انتخاب شد.

استادسلیمی درسال ۱۳۳۸بایکی ازهمکارانش به نام فاطمه قنادی"وارتوش ماچکالیانس"ازدواج

کرد.علی سلیمی برای تشکیل ارکسترآذربایجانی از۲۲نفرهنرمندمانندفاطمه قنادی  مصطفی

پایان اسماعیل چشم آذر و... استفاده کرد.درسال ۱۳۴۲ارکسترآذربایجانی رادیوایران رامنحل کردند

واستاد خانه نشین شد.وی مدت ۱۰سال خانه نشین شداما در این سالها آهنگهای ماندگاری

مانند "آیریلیق" رابه دنیای هنروموسیقی عرضه داشت.درسال ۱۳۴۴ رشیدبهبوداف درسفرش

به ایران آیریلیق راشنید و بااجازه گرفتن ازاستادسلیمی آن رادرباکو اجراکردواین همکاری باعث

شد تصنیف آیریلیق و استادسلیمی به اوج شهرت برسند.این آهنگ دردنیا به لحاظ اجرا باارکستر

فلارمونیک آمریکا و ژاپن و باکو و ... یک آهنگ جهانی گشت . استادعلی سلیمی درسال ۱۳۵۷

راهی تبریزشدوارکستررادیو تلویزیون تبریز را بنانهاد. درسال ۱۳۶۷به وی درجه دکتری افتخاری دادند

تندیس استادسلیمی در یونسکو به عنوان آهنگسازبرجسته شرق درمعرض دیدعلاقه مندان است

درسال ۱۳۷۶درسحرگاه دوم اردیبهشت دراثرسکته مغزی درسن ۷۴ سالگی به دیارباقی شتافت.

آرامگاهش درگلزارهنرمندان تبریز پذیرای هنردوستان میباشد. از استادعلی سلیم بیش از۱۰۰۰

قطعه موسیقی به یادگارمانده که برخی ازآنها عبارتنداز:

آیریلیق - سیزه سلام گتیرمیشم - حیدربابا - راحله - آغلاما - لاله - یاداسالارسان منی - مارش -

قهرمانلار - ساللانا ساللانا - سلام - وطنیم - سهندیم - گول اردبیل - تبریزیم - لگاتو - کهلیک -

کوراوغلو - سوزلر - اولکه میز - علی دیر - جمهوری اسلامی

روحش شاد و روانش قرین رحمت باد .

 

استاد سلیمی

برگرفته از وبلاگ "نخبگان اردبیل"

برای استفاده بیشتر از این لینک هم استفاده کنید:

http://www.iranglobal.info/I-G.php?mid=2&news-id=44193&nid=haupt

+ نوشته شده توسط رضا حكمت در یکشنبه 1386/07/29 و ساعت 13:40 |

از جمله مشکلات ما ایرانیها آنست که در مورد هر مبحثی که فقط سرخط آن را بدانیم ،میتوانیم در مورد جزئیات آن هم اظهار نظرهای کارشناسانه بکنیم.از جمله آن ها،میتوان به مبحث حقوق بشر اشاره کرد که این روزها به سبب وضعیت اجتماعی ایران و کشورهای همسایه ، نقل بحثهای هر مجلس مربوط و نامربوط است.

هدف از این سطور بهانه ای برای درج اعلامیه حقوق بشر جهت آگاهی و استفاده دوستانی است که علاقمند موضوع باشند.البته میدانیم که تمامی اعضای جامعه ملل متحد نسبت به قبول و اجرای این قوانین متعهد هستند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا حكمت در جمعه 1386/07/27 و ساعت 14:7 |

نوزاد پسری که در جمهوری سان مارينو، کشوری کوچک، احاطه شده در ايتاليا چشم به دنيا باز می کند، به احتمال زياد تا ۸۰ سال زندگی خواهد کرد؛ و پسری که همان روز صدها کيلومتر آن سوتر در سيرالئون به دنيا می آيد احتمالأ تنها ۳۷ سال شانس زندگی خواهد داشت.

روز جمعه سازمان بهداشت جهانی گزارش آماری خود را از وضعيت بهداشت، سلامت و متوسط عمر در ۱۹۳ کشور جهان، از جمله ايران، منتشر کرد. براساس اين گزارش اگر می خواهيد عمر طولانی تری داشته باشيد، کماکان به نفعتان است که دختر به دنيا بياييد!
اين آمارها بر اساس اطلاعات سال ۲۰۰۵ ارائه شده است که آخرين اطلاعات موجود به شمار می رود. بر اساس آمارهای سازمان بهداشت جهانی، سان مارينو بالاترين متوسط عمر برای مردان و سيرالئون پايين ترين آن را داراست. در اين ميان شانس زنان برای زندگی طولانی بيشتر از مردان است.
در ژاپن و ۳۰ کشور ديگر جهان متوسط سن مرگ و مير در ميان زنان بيش از ۸۰ سال، يعنی بيش از مردان سان مارينويی است. زنان ژاپنی همچنان با ۸۶ سال متوسط عمر، در راس جدول سازمان بهداشت جهانی جای دارند؛ و زنان کشور سوازيلند با ۳۷ سال در پایین ترين مرتبه.
برخی از ديگر کشورهايی که بنا بر آمار اخير از متوسط عمر بالا برخوردار هستند، عبارتند از: استراليا، ايسلند، سوئد، سوئيس، کانادا، اسرائيل و موناکو. در آمريکا که رتبه سی و سوم را داراست، به طور متوسط مردها ۷۵ سال عمر می کنند و زن ها ۸۰ سال.
در ايران، بنا براين آمارمتوسط عمر مردها ۶۸ سال است و متوسط عمر زن ها ۷۳ سال. از ميان اين سال ها برای مردان ۵۶ سال در سلامت می گذرد و زنان از ۵۹ سال زندگی سالم بهره می برند. بر اساس آمارهای سازمان بهداشت جهانی، احتمال مرگ و مير بين ۱۵ تا ۶۰ سالگی برای زنان ايرانی ۱۱ درصد است در مقابل ۱۸ درصد برای مردان.
از هر هزار کودک زير پنج سال در ايران، ۳۶ نفر جان خود را از دست می دهند؛ و در هر هزار نوزاد در بدو تولد، ۳۱ کودک جان می سپرند. بر اساس اين گزارش ميزان مرگ و مير از بيماری ايدز در ايران دو نفر در هر صد هزار تن است. به ازای هر ۱۱۰۰ نفر يک پزشک وجود دارد؛ و به ازای هر ۱۰ هزار نفر ۱۷ تخت بيمارستان.
۷۷ درصد از بزرگسالان ايرانی باسواد هستند؛ حدود ۸۹ درصد از کودکان وارد دبستان می شوند؛ و حدود پنج درصد جمعيت از اينترنت استفاده می کنند. در آمارهای سازمان بهداشت جهانی، جمعيت ايران ۶۹ ميليون و ۵۱۵ هزار نفر ذکر شده و نرخ سالانه رشد جمعيت ۱/۱ درصد.

برگرفته شده از:

http://www.iranglobal.info/payvand3_2.php?adr=http://sociologyofiran.com/

+ نوشته شده توسط رضا حكمت در جمعه 1386/07/27 و ساعت 13:14 |

گزارش مصرف مواد مخدر در 2007 -- ترجمه تینا چوبینSample Image

گزارش جهانی مصرف مواد مخدر در سال 2007  منتشر شده از سوی دفتر جرایم و موادمخدرسازمان ملل متحد نشان می دهد دربین سالهای 1990 تا 2006، میزان مصرف هروئین در کشورهای اطراف افغانستان از جمله ایران ، پاکستان، آسیای مرکزی و همچنین روسیه، هند و بخش هایی از افریقا روبه افزایش گذارده

 و  بسیاری از این مناطق دارای سطح بالایی از فقر و اچ آی وی هستند که انها را دربرابر آثار زیانبار مصرف موادم خدر آسیب پذیر تر می سازد. شواهد نشان می دهد که در کشورهای ایران و پاکستان میزان قابل توجهی ار مورفین هنوز به هروئین تبدیل می شود (1، ص 39). همچنین دراین گزارش آمده است که درسال 2006 همه مواد افیونی خارج شده از افغانستان  53 درصد از طریق ایران، 33 درصد از پاکستان و 15 درصد از طریق آسیای میانه بویژه تاجیکستان خارج شده است . اگر دراین ارتباط فقط هروئین و مورفین مورد بررسی باشد، 48 درصد از پاکستان، 31 درصد از ایران و 21 درصد از آسیای میانه قاچاق شده است. مسیر قاچاق این مواد از افغانستان عبارت ازپاکستان، ایران، ترکیه و کشورهای بالکان و سپس اروپای غربی است(451، ص).
درسال 2005 ، کشور ایران با 29 درصد سهمیه دارای بیشترین میزان تصرف جهانی مواد افیونی شامل هروئین، مورفین و تریاک معادل با هروئین بوده است. پس از آن کشورهای پاکستان با 20 درصد، افغانستان 15 درصد، چین 7.5 درصد، ترکیه 7 درصد و روسیه با 4 درصد فرار دارند. این ارقام در انگلستان 1.8 درصد، در امریکا 1.4 درصد و درایتالیا 1.1 درصد است (1، ص 47).  ارقام مطلق دراین باره عبارتند از:
1. تریاک با 342 تن متر مربع  شامل 68 درصد ایران( گویای مصرف داخلی زیاد با حدود 231352  کیلو است)، افغانستان 27 درصد و پاکستان 2 درصد.
2. هروئین و مورفین با 91 تن متر مربع  شامل 27 درصد پاکستان، 14 درصد ایران( با12493 کیلو)، چین و افغانستان و ترکیه رویهم 10 درصد و روسیه 5 درصد و تاجیکستان 3 درصد.
3. مورفین با 32  تن متر مربع  شامل 69 درصد پاکستان، 22 درصد ایران، 6 درصد افغانستان و ترکیه 2 درصد. شواهد مربوط به حجم بالای تصرف مورفین نشان می دهد که حجم بالایی از هروئین در خارج از افغانستان و در کشورهای همسایه نظیر ایران و پاکستان تولید می شود.
4. هروئین با 59 تن متر مربع  شامل چین با 15 درصد، ترکیه یا 14 درصد، افغانستان با 12 درصد، ایران 10 درصد و روسیه با 8 درصدانگلستان و تاجیکستان و پاکستان هریک 8 درصد، امریکا 3 درصد و ایتالیا 2 درصد.
ارقام اولیه در سال 2006 نشان می دهد که ارقام فوق درایران و پاکستان به نسبت سال قبل، 46 درصد افزایش یافته است. و همچنین شواهد در همین دوره  نشان از افزایش 49 درصدی تولید تریاک در استان های جنوبی افغانستان در همسایگی ایران و پاکستان دارد و مسیر سنتی پیش گفته در انتقال مواد افیونی به اروپا همچنان تغییری نکرده است (1، ص 47).
شواهد نشان می دهد 15.6 میلیون نفر دردنیا معادل 0.4 درصد حمعیت واقع درسنین 15 تا 64 سالگی مواد افیونی مصرف می کنند که 60 درصد ان در آسیا و اروپا مورد تقاضااست. بیش از نیمی از جمعیت مصرف کننده مواد افیونی در آسیا زندگی می کنند. شیوع سالانه معتادن مواد افیونی از جمله هروئین همچنان در ایران روبه افزایش است بطوریکه تعداد آنان به بیش از 1.2 میلیون نفر معادل 2.8 درصد کل جمعیت واقع درسنین مذکور می رسد(1، ص 56).
درخصوص میزان تصرف شده شیره خشخاش نیز ارقام حاکی است ایران پس از اسپانیا و پاکستان و مراکش و فرانسه، با 83471 کیلو گرم، رتبه پنجم را داراست (1، ص 111). همچنین شواهد نشان می دهد که بخش اعظم هروئین تولی دشده در افغانستان از طریق ایران و پاکشتان به سایر نقاط منتقل می شود(1، ص 182) .

ايران از افزايشِ تولید ترياک و لطمات ناشی از مواد مخدر در کشور همسايه اش افغانستان  که سالانه تعداد زيادی از مردم را به اعتیاد می کشاند، نگران  است. ترياک افغانستان جهتِ مصرف داخلی و انتقال به بازارهای اروپايی و حوزه خليج فارس به ايران قاچاق مي شود. کمیسیون جرایم و مواد مخدر سازمان ملل متحد کمیسیون مبارزه علیه توزیع مواد مخدر  در سال ۲۰۰۶ برنامه های خود را درایران تقویت کرد. سهم این کمیسیون در طول ۳ سال با رقم کل ۲۱،۳ ميليون دلار آمريکا عمدتا روی مقابله با قاچاق موادمخدر،  پیشگیری و درمان  ناشی از سوء استفاده از مواد مخدر و گسترش حاکمیت قانون ازطریق پیشگیری از جرایم و روشهای مبارزه با فساد تمرکز یافت. 
کمیسیون جرایم و مواد مخدر  جهت توسعه همکاری بين المللی در زمينه های کنترل مواد مخدر و جرائم آن تلاشهای فراوانی کرده است. این کمیسیون همچنين باعث شده که تعدادی از کشورها جهت کاهش توليد، اجرای قانون و کاهش تقاضا در همکاری به "گروه کوچک دوبلين،Mini Dublin Group" متشکل از ۲۳ کشور،رئيس اتحاديه اروپا و مسئولان بين المللی پيشقدم شوند .

سياست جديد ايران جهت کنترل مواد مخدر
کمیسیون جرایم و مواد مخدر کمکهایِ چشمگيری جهتِ تطبيق دولت با سياست های عمومی جديد و مبارزه با مواد مخدر کرده است. این کمیسیون به همراهی و کمک دولت از طريق ترويج همکاری منطقه ايی و بين المللی کنترل مواد مخدر از جمله با پايه گذاری شامل يک پايگاه اينترنتی افراد عالی رتبه مرتبط  و کارشناسان پليس مواد مخدر مستقر درمنطقه و اطراف آن ادامه مي دهد. تجهيزات در نظر گرفته شده برای نيروی پليس گروههای مبارزه  با مواد مخدرايرانی واقع در مرز افغانستان و پاکستان، قدرت بازرسی مستمری ارائه می کند که مسئولان را قادر مي سازد کنترل تجارت ترياک و هروئين را محکم تر کند.
 کاهش اچ آی وی -  ايدز و مصرف مواد مخدر
این کمیسیون در سال ۲۰۰۶ تمرکز خود را به حمایت پشتیبانی مالی از نمایش  کاهش تقاضای مواد مخدر اختصاص داده است.  اين کار ديدار بين المللی هيأت نمايندگان  از زندان رجائی شهر تهران  درماه مارچ (از ۲۱ کشور اروپايی، کانادا، مکزيک و سازمان بانک جهانی) را ممکن ساخت. این کمیسیون، سازمان بانک جهانی و UNAIDS با دفتر مرکزی کنترل مواد مخدر جهت مشاوره سازماندهی جهت جلوگيری اچ آی وی / ايدز در بين معتادان به تزريق مواد مخدر در تهران کار ميکنند. این کمیسیون همکاری اش را با ارگانهايی از جمله يونيسف، UNFPA و UNAIDS در مورد مصرف مواد مخدر استحکام بخشيده است.

اجرای قوانين و همکاری قانونی
از جمله تلاشهای این کمیسیون برای همکاری بين الملل جهت پيشگيری،  سازمانی را تاسيس کرده که ديدار نماينده دفتر خانه مبارزه با مافيای ايتاليا، دکتر giovanni Melillo، که امضای يادداشت درکِ متقابل بين دفترخانه قوه قضايی ايران ممکن شد. این کمیسیون و قوه قضايیه ايران امکاناتِ تاسيس و پايه گذاری يک سازمان جهتِ مبارزه با جرائم سازمان يافته تحت يک پروژه پايه گذاری شده توسط ايتاليا و بريتانيای کبيررا بررسی کردند .
همزمان با  پايه گذاری پروژه  این کمیسیون توسط کمسيون اروپا، دولت هلند و قوه قضاييه ايران برای برنامه های اصلاحی سيستم زندانی و عدالت، کمک و همياری دريافت کرد (2، ص 39).

 

 1.World Drug Report (2007); UNODC;
http://www.unodc.org/pdf/research/wdr07/WDR_2007.pdf
 2.World Annual Report: Making the World Safer, from crime, drugs and terrorism (2007); UNODC;  http://www.unodc.org/pdf/annual_report_2007/AR06_fullreport.pdf

+ نوشته شده توسط رضا حكمت در جمعه 1386/07/27 و ساعت 13:12 |
گزارشی از مژگان جمشيدي
با اعلام شاخصهاي در بيش از 215 شهر از 196 كشور جهان، بهترين و بدترين نقاط جهان براي زندگي در سال 2007 معرفي شدند.

 موسسه منابع انساني مرسر Mercer با انتشار گزارشي از وضعيت استانداردهاي شهرنشيني و كيفيت زندگي، براي سومين سال پياپي، زوريخ و بغداد را به عنوان بهترين و بدترين شهرهاي جهان در سال 2007 برگزيد.
زوريخ با كسب 1/108 امتياز و بغداد با 5/14 امتياز همانند دو سال گذشته صدرنشين و قعرنشين فهرست شهرهاي جهان شدند. در اين گزارش همچنين از دو كشور فرانسه و عراق نيز به عنوان بهترين و بدترين كشورهاي جهان براي زندگي ياد شده است اما نكته قابل توجه در اين ميان، قرار گرفتن ايران و نيز تهران در انتهاي جداول جهاني است به طوري كه از بين 196 كشور جهان، كشور ايران بعد از كشورهايي چون روآندا، اتيوپي، آنگولا و زيمبابوه در پله يكصد و نود جهان قرار گرفته است و تهران نيز همچنان به تثبيت موقعيت خود در قعر جدول يعني جايگاه يكصد و هفتاد و هفتم جهان اصرار مي ورزد!
شهر تهران با كسب 8/52 امتياز، همانند سال گذشته باز هم جايگاهي بهتر از رتبه صد و هفتاد و هفتم در بين 215 شهر جهان نيافت. اين در حالي است كه تهران در زمره يكي از 15 شهر بزرگ جهان قرار دارد اما از نظر استانداردهاي شهرنشيني و كيفيت زندگي سالم براي ساكنان آن عملا در انتهاي جداول جهاني قرار دارد.
در گزارش اخير موسسه بين المللي منابع انساني مرسر، زوريخ، ژنو و ونكوور همچون دو سال گذشته به صدرنشيني خود در جدول بهترين شهرهاي جهان ادامه دادند و بغداد نيز كماكان در انتهاي جداول جهاني باقي ماند. در اين گزارش همچنين وين (اتريش)، اوكلند (نيوزلند(، دوسلفورد (آلمان)، فرانكفورت، مونيخ، برن (سوئيس) و سيدني به ترتيب در پله هاي چهارم تا دهم بهترين شهرهاي جهان قرار گرفتند.
موسسه مرسر هر ساله با در نظر گرفتن 39 شاخص به ارزيابي وضعيت زندگي در شهرهاي جهان مي پردازد و امسال نيز 350 شهر را براي بررسي وضعيت انتخاب كرد اما به دليل برخي نقايص و كاستيهاي موجود در اطلاعات جمع آوري شده از شهرها، نهايتا 215 شهر مورد ارزيابي كارشناسان اين موسسه بينالمللي قرار گرفت. فاكتورهاي زيست محيطي، اقتصادي، اجتماعي، سياسي، بهداشت، امنيت شخصي، آموزش و پرورش، حمل ونقل، مسكن و ديگر خدمات شهري (همچون مراكز تفريحي، سالنهاي سينما، تئاتر و...) مهمترين معيارهايي است كه چنانچه در ساختار مديريت شهرها به درستي به آن پرداخته شود، ميتواند شهري سالم و با كيفيت را براي زندگي شهروندان فراهم سازد.
رده بندي شهرهاي جهان از نظر كيفيت زندگي نه تنها بيانگر وضعيت استانداردهاي حاكم بر شهر براي انتخاب شهروندان است بلكه به دولتها و شركتهاي چند مليتي نيز در ايجاد شعبات شركتهاي جديد و سرمايهگذاري در محيطي امن كمك ميكند بنابراين طبيعي است چنانچه شهري از نظر امنيت، حملات تروريستي و مسائل سياسي در نوعي بيثباتي به سر ببرد، غالبا از سوي شركتها و سرمايهگذاران كمتر مورد توجه قرار ميگيرد و سرمايهگذاران تمايلي براي هدايت سرمايه خود به آن شهرها ندارند و همين امر ميتواند در يك تصوير كلي، به بروز برخي بحرانهاي اقتصادي و اجتماعي همچون بيكاري و كمبود فرصتهاي شغلي در آن شهرها بينجامد.
اروپا صدرنشين
بر طبق ارزيابي موسسه مرسر، شهرهاي كانادا، اروپا و استراليا كماكان بهترين و با كيفيتترين شهرهاي جهان از نظر كيفيت زندگي محسوب ميشوند. در بين شهرهاي آمريكا،هانولولو و سانفرانسيسكو به ترتيب با قرار گرفتن در پله 27 و 29 جدول و هوستون در جايگاه شصت و هشتم شهرهاي جهان، بالاترين و پائينترين امتياز را در بين شهرهاي آمريكايي از آن خود كردند. لندن نيز همچنان در موقعيت 39 جدول باقي مانده است.
سنگاپورصدرنشين آسيا
در بين شهرهاي آسيايي نيز سنگاپور با كسب 5/102 امتياز نخستين شهر آسيايي است كه در رتبه 34 جهاني قرار ميگيرد و بعد از آن توكيو، يوكوهاما، كوبه و اوزاكا همگي از ژاپن به ترتيب در جايگاه 35، 38، 40 و 42 جدول با كيفيتترين شهرهاي جهان در سال2007 قرار گرفتند. از سوي ديگر هنگ كنگ از نظر شاخص (زير ساختهاي عمراني) همچون فرودگاه و جاده و... در بين 215 شهر جهان به عنوان بهترين شهر برگزيده شد اما در مجموع امتيازات كسب شده با معدل 3/94 در پله 70جهان قرار گرفت. شهر بزرگ شانگهاي با 30 ميليون نفر جمعيت در چين نيز با 30 پله ارتقا نسبت به سال گذشته رتبه 103 را به خود اختصاص داد. استانبول در تركيه نيز در رتبه 121 قرار گرفت اما در بين كشورهاي منطقه خاورميانه، عنوان بهترين شهر براي زندگي به دبي رسيده كه در جايگاه 88 جهان قرار دارد.
تهران در انتهاي جداول جهاني
تهران يكي از 15 شهر بزرگ جهان و بزرگترين شهر ايران است كه 20 درصد جمعيت ايران و 70 درصد امكانات موجود را به خود اختصاص داده اما متاسفانه باز هم جايگاهي بهتر از رتبه 177 شهرهاي جهان را براي خود نيافت. اين در حالي است كه در ردهبندي شهرهاي جهان از نظر كيفيت زندگي در سال 2007 ميلادي، شهرهايي همچون اسلام آباد پاكستان 158 ، جده عربستان 162، رياض 164، كوالالامپور مالزي ۱۵۵، لوزاك زامبيا ۱۵۸، همچنان در جايگاه بهتري در مقايسه با تهران قرار دارند و حتي در بين شهرهاي حوزه خليج فارس نيز باز هم كويت (كويت)، عمان (اردن)، بحرين ( ماناما ) و دبي به ترتيب با كسب رتبه 133، 129، 123 و 88 با اختلافي فاحش، بالاتر از تهران قرار گرفتند. در حقيقت آنچه كه از ديدگاه موسسه منابع جهاني مرسر، ميتواند شهرها را به يك شهر سالم و قابل زيست و با كيفيت براي زندگي تبديل كند، برخورداري از بالاترين استانداردهاي شهري است.
بهره مندي ساكنان يك شهر از آب سالم، برق، تلفن، سرويسهاي حمل ونقل عمومي (همچون ناوگان اتوبوسراني و مترو)، تراكم پائين ترافيك، فضاهاي مناسب خدماتي همچون رستورانها، تئاتر، سينما، سالنهاي ورزشي، فضاي سبز مناسب، پاركها،جنگلهاي شهري، مدارس و دانشگاهها با استانداردهاي بالاي آموزشي و... از جمله اين استانداردهاست. در عين حال بهداشت، محيطزيست و امنيت در شهرها همچنان از اولويت خاصي برخوردار است. موسسه مرسر در گزارش خود ميافزايد: شهر ايده آل و سالم علاوه بر بهره مندي از محيطزيست مطلوب و طبيعي همچون وضعيت اقليمي مناسب و پايين بودن نرخ بلاياي طبيعي، ميبايست از نظر وضعيت سيستم فاضلاب، دفع پسماندها و بازيافت و شاخصهاي پاكي هوا نيز در وضعيت مناسبي باشد.
آلودگي هوا، فقدان شبكه فاضلاب، دفع نامناسب پسماندها و فقدان بازيافت زباله هاي شهري ميتواند با افزايش بيماريهاي عفوني و... بهداشت و سلامت افراد را در مخاطره قرار دهد. همچنين وجود بيمارستانها و مراكز درماني و خدمات مناسب درماني به نسبت جمعيت ساكن در هر شهر از شاخصهاي يك شهر با كيفيت است. بهره مندي ساكنان شهر از مسكن مناسب و ارزان، سرويسهاي خدمات و تعمير لوازم منزل و.... نيز يكي از فاكتورهاي مورد نظر در يك شهر ايده آل است. در عين حال مسائل سياسي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي نيز از اولويتهاي يك شهر با كيفيت براي زندگي است. آزاديهاي فردي و دستيابي آزاد و بدون سانسور به اطلاعات از طريق مطبوعات، سرويسهاي بانكداري و مقررات مبادلات ارزي، ثبات وضعيت سياسي، نرخ جرمزايي و بالاخره اجراي قانون در شهرها ميتواند در بهبود استانداردهاي شهرنشيني بسيار موثر واقع شود.
از اين رو به راحتي ميتوان فهميد كه چگونه شهرهايي چون زوريخ و فرانكفورت ميتوانند در جايگاه اول و هفتم شهرهاي جهان قرار گرفته و آن وقت تهران در رتبه 177، قرار گيرد. در شهري چون فرانكفورت مسوولان شهري و دولتي بيش از 8 سال است كه در انتظار كسب موافقت مردم براي قطع 30 اصله درخت كهنسال به منظور توسعه فرودگاه فرانكفورت هستند اما در شهري چون تهران با 12-10 ميليون نفر جمعيت و آلودگي بالاي هوا كه تنها در مدت يك ماه (در آبان ماه سال گذشته) 3600 نفر را به گام مرگ ميكشاند، همه روزه از ميزان فضاهاي سبز شهري و پاركهاي جنگلي كم ميشود تا در عوض به سطح معابر آسفالت شده اضافه شود. در شهري چون ونكوور كه سومين شهر ايده آل دنيا است،حفاظت از محيط زيست طبيعي شهر و پيرامون آن چنان جدي تلقي ميشود كه قوانين سختي حتي براي كشتن خرسهاي گريزلي و تخريب جنگلهاي شهري وضع شده، در اين شهر گوزنهاي شمالي و خرسها به راحتي در شهر تردد ميكنند و قوانين موجود اجازه نميدهد حتي كوچكترين آسيبي از سوي ساكنان شهر به آنها وارد شود اما در تهران در قلب پارك ملي سرخه حصار و خجير كه نخستين و قديميترين منطقه حفاظت شده دنيا است، حيات وحش به راحتي به تاراج ميرود، جنگل و تپه ها و اراضي كوهستاني صاف ميشود تا منازل مسكوني اعضاي تعاوني وزارت جهاد كشاورزي بنا شود؛ خط لوله آب و گاز و نفت و سد و جاده احداث شود!
امروزه در بسياري از شهرهاي اروپايي كه جزو 30 شهر برگزيده دنيا هستند همچون ژنو،مونيخ، كپنهاك، اسلو، برلين و... بيش از 70 درصد زبالهها بازيافت و تقريبا تمامي زباله هاي شهري از مبدا تفكيك ميشود اما در تهران تنها 5 تا 10درصد بازيافت زباله صورت ميگيرد و پديدهاي به نام تفكيك زباله عملا وجود ندارد و در نتيجه هر ساله ميليونها تن زباله در مركز دفن زباله كهريزك دفن ميشود.
در توكيو كه سي وپنجمين شهر برتر جهان است، آلودگي هوا به مفهومي كه ما امروز در تهران و بسياري از شهرهاي بزرگ ايران با آن مواجه هستيم، وجود ندارد اما در تهران تنها ميزان گوگرد موجود در هوا به سبب انتشار سالانه بيش از 4 ميليون تن دي اكسيد گوگرد، 100 برابر شهر توكيو است! آمارهاي سازمان محيط زيست نشان ميدهد هر ساله بيش از 11 ميليون تن مواد آلاينده از طريق منابع ثابت و متحرك وارد هواي شهر تهران ميشود و از اين رو افزايش روز افزون آلايندههاي هوا هر ساله موجب كاهش طول عمر 990 نفر تهراني و مرگ و مير 12 تا 14 هزار نفر از ساكنان اين شهر ميشود؛ به عبارت بهتر هر ساله نزديك به 11 ميليون تن آلاينده در ريه مردم و درختان كه حكم ريه اين شهر را دارند، رسوب ميكند. شايد به همين دليل است كه كيفيت زندگي شهروندان تهراني از كيفيت زندگي شهروندان شهرهاي پاكستان، اردن،عربستان،زيمبابوه و حتي زامبيا هم پائينتر است!
وقتي از آخر ششم ميشويم !
بهترين جاي جهان براي زندگي كجاست ؟ موسسه مرسر اين مكان را فرانسه معرفي ميكند؛ كشوري كه به لحاظ شاخصهاي زيست محيطي، اقتصادي، بهداشت، رفاه و فرهنگ اجتماعي، زير ساختهاي عمراني، آزادي، امنيت، وضعيت اقليمي و... در حال حاضر صدرنشين كشورهاي جهان است. در اين گزارش هر چند يادآوري شده كه شهر پاريس پانزدهمين شهر گران جهان است اما در خارج از شهر پاريس وضع به اين منوال نيست و قدرت خريد تا حد قابل ملاحظهاي بالاتر از پاريس است. طبيعت زيبا، سواحل صخرهاي منحصر به فرد و نيز سواحل آفتابي جنوب فرانسه در كنار چشم اندازهاي بي بديل مزارع و كشتزارهاي گل لاوندر () lavander كه در توليد بهترين محصولات آرايشي و بهداشتي دنيا كاربرد دارد و نيز وجود بزرگترين و معروفترين موزهها، گالريها، برندهاي لباس، در مجموع فرانسه را به جذابترين نقطه جهان براي توريستها تبديل كرده، به نحوي كه در بين 10 كشور برتر دنيا در جلب توريست، كشور فرانسه با پذيرش سالانه 76 ميليون گردشگر در رده نخست قرار دارد.
در جدول شاخصهاي كيفيت زندگي در كشورهاي جهان، بعد از فرانسه به ترتيب، كشورهاي استراليا، نروژ، نيوزلند، ايالات متحده، سوئيس و دانمارك به ترتيب عناوين دوم تا هفتم را به خود اختصاص دادند. در اين ميان برترين كشور آسيايي ژاپن بوده كه در جايگاه 25 جدول قرار دارد و بالاخره آنچه در اين ميان نگران كننده به نظر ميرسد افت كيفيت زندگي در ايران و حتي پايتخت متعاقب افت شاخصهاي زيست محيطي و اقتصادي است. وقتي تنها خسارت ساليانه آلودگي هوا در ايران، 14 هزار و 420 ميليارد ريال معادل 6/1 درصد از توليد ناخالص داخلي ميشود و وقتي رتبه ايران در پاكي هوا در بين 133 كشور 117 است و باز وقتي تنها بيماريهاي ناشي از آلودگي هوا سالانه 260 ميليون دلار به اقتصاد ملي خسارت وارد ميسازد و در نهايت وقتي اعلام ميشود كه خسارت آلودگي هوا در ايران 26 برابر سوئد و فرانسه است، پس بايد انتظار روزي را هم داشته باشيم كه به قعر جداول جهاني سقوط كنيم و اين تازه مربوط به افت شاخصهاي بهداشتي و زيست محيطي است كه اگر به اين همه، آمار روزافزون جرم و جنايت، ناامني اجتماعي، بيثباتي اقتصادي، افزايش تورم، صعود ناگهاني قيمت مسكن و بيكاري و... را هم اضافه كنيم، ميتوان به راحتي دريافت كه چرا شاخصهاي كيفيت زندگي در ايران تا اين حد حتي در مقايسه با كشورهاي همسايه و يا آفريقايي دچار افت شده است.
برگرفته شده از وبلاگ "جامعه شناسی ایران"
+ نوشته شده توسط رضا حكمت در جمعه 1386/07/27 و ساعت 13:5 |

Axi dünya firlanir

Vaxtin dəgrimaninda daş ərydi qum oldi

Tarixə attiğmiz qayitti luzum oldi

Dünənin həqiqəti bugün tərsyüzüm oldi

Nə dən yüzülməsin ki,axi dünya firlanir

***

Çox ovluqlar içində çox ovlari ovladim

Aşib daşan arzumo mən artix cilovladim

Mən atami ödmişəm,məni ötər evladim

Bu böylə də olmali,axi dünya firlanir

***

Dünən düz sandiğimi bugün əyri saniram

Bəzən olur özümdən özüm oğurlaniram

Hər yil başqa arzunun başina firlaniram

Niyə də firlanmiyim,axi dünya frilanir

***

Çox əyilən görmöşəm,əyilmiyən başlari

Sular duruldi gördük dibindəki daşlari

Önvani  tək dəyişdi dünənin alqişlari

Niyə də dəyişməsin,axi dünya firlanir

***

Necə dönür bu dovran,necə dönür bo gərdiş

Tazilarin üstündə,doşanlarda gülarmiş

Dünya bina olandan hər şey dəyişilərmiş

Dəyişməsin neyləsin,axi dünya firlanir

***

əbədini dünyada mən əbədi sanmadim

Bir atişə tutuşdum min atişə yanmadim

Böt lər gəldi də gedi,birinə inanmadim

Nəya inanmalidim,axi dünya firlanir

***

Firlandiq ca bu dünya,yox dan dönöb var olub

Qoriyan çeşmələrdən sular yenə car olub

Bu dünyanin xeyridə şərridə tikrar olub

Niyə tikrar olmasin,axi dünya firlanir

***

Minmin yilar bu dünya beyləcə firlansada

Bir yuvanin bülbüli min budağa gonsada

Aylar,yillar,fəsilər bir birini dansada

Dəyişməzdi aqidəm,çoxda dünya firlanir

***

Nə qədər isteyörsə min oqədər firlana

Qarişima gah şər çixa,gah xeyir diğrlana

Çərxi fələk isteyür lab tərsinə tolana

əqidəmi heç nəyə , dəyişmərəm mən yenə.

BƏXTİYAR VAHABZADƏ   1985  - 5  OCT.

ترجمه آزاد شعر به فارسي

خاره شد، شن در گذار اين زمان

باطل تاريخ گشته ارمغان

واقع ديروز اينك لامكان

حكم ثابت بوده اصل قادمان

چونكه دوِّار است چرخ آسمان

**

بس نگاران را به چنگ آورده ام

بس اميدم را به رنگ آورده ام

كودكم را بهر جنگ آورده ام

جمله بايستي نمايد آن چنان

چونكه دوِّار است چرخ آسمان

**

دي ثوابم ، حال باشد برخطا

گه كنم گم خويشتن را در قفا

دم بدم دارم اميدي نو نوا

چون نباشم هردمي با يك نشان

چونكه دوِّار است چرخ آسمان

**

طاغيان را ديده ام بس سر به زير

رود در دل سنگها دارد اسير

اصل ثابت ماند و عنوان شد اجير

كي نگردد وي اجير حاكمان

 چونكه دوِّار است چرخ آسمان

**

عمرها چرخيده اين كون ومكان

پشه هم خندد گهي بر اژدران

در تغير هست كار اين جهان

واژگونه چون نگردد ، برچه سان؟

چونكه دوِّار است چرخ آسمان

**

من نگفتم جاودان بر هر لشي

سوختم اما نه با هر آتشي

بت هزاران شد، نگشتم بت كشي

بهر چه ايمان بيارم بر بتان

چونكه دوِّار است چرخ آسمان

**

نيستي را هست آمد جانشين

چشمه هاي خشك را جوشان ببين

نيك و بد تكرار ميگردد يقين

چون نگردد نو به نو نيك و بدان

چونكه دوِّار است چرخ آسمان

**

سالها گردش كند گر كائنات

بلبلي گر هرزه گرد صد جهات

منكر نوروزباشد گر نبات

من بر ايمانم بمانم جاودان

گرچه دوِّار است چرخ آسمان

**

چرخ دنيا گر بگردد بيشمار

نيكيم را گر فرو بلعد شرار

گر فلك تغييردارد هرقرار

من ندارم دست از ايمان جان

گرچه دوِّار است چرخ آسمان

13/آبان/1369

+ نوشته شده توسط رضا حكمت در جمعه 1386/07/27 و ساعت 12:5 |

Getmək istiirsən bəhanəsiz get

Oyatma mürgüly xatirələri

Səsin həman səsdir baxişin ögey

Gedirsən səsində yad olsun bari

Sən deniz goynuna atilmiş çiçək

Üstünə dalğalar atilacaqdir

Saxta möhəbətin,saxta sənədtək

Nə vaxtsa üstündə tutulacgdir

Yolartək döşənib ayaglarina

Sənə yalvarim mi,bu mümkün deiyl

Qoymaram qəlbim tək voqarim sina

Alçalib yaşamag ömür gün deiyl

Demürəm sən uca bir dağ san əyil

Demürəm qalibdir əlacim sənə

Nə səndə möhəbət qara pul deiyl

Nə mən dilənciyəm əl açim sənə

Getmək istiirsən o yol oda sən

Bir cüt göz baxacag arxanca sənin

Gettin mi,nə vaxtsa dönmək istəsən

Tikanli yastiğa dönəcək yerin

Getmək istiirsən nə dainş nə din

Yox ol uzağlar tək dumanda çəndə

Nəyimi sevmişdin diyə bilmədin

Indisə yüz eyb gorürsən mandə

Nüsrət  kəsəmənli  

 

+ نوشته شده توسط رضا حكمت در جمعه 1386/07/27 و ساعت 8:46 |

الفباي توركي آذربايجاني


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا حكمت در جمعه 1386/07/27 و ساعت 8:21 |

دلم در شور ودر غوغاست

درونم ملتهب ،

             روحم پراز فرياد وپرآواست.

     به پندارم تمام لحظه ها زيباست.

وجودم ،       پاي تا سر

شور وشوق زندگي دارد.

به رگهايم ،

            بجاي خون

توپنداري كه يك درياست،

تمام لحظه ها زيباست.

نبودي در درون من

                    چنين حس غريبانه

چنين غليان ، چنين غوغا و شور عارفانه

وشايد گفتني باشد

                  كه اين يك حالت نوپاست.

بهرصورت

               نميدانم چه اش نامم ،

تمام آنچه بشنودم زفرهاد وزمجنون و زرامين

و در نزدم نبد غير از فسانه ،

                                          - حاليا

در تار و پودم سخت پا برجاست.

كسي را ميشناسم من ،

                        كه هروقتش ببينم ،

                    برايم زندگي زيباست.

كنارش حس آرامش ، سعادت ، شادكاميها

سراپاي وجودم را فرا گيرند  ،

                               و دور از او دلم مغموم و بي فرداست ،

قرائن اين چنين گويد كه دل شيداست.

اگر اين است آنچيزي كه مردم عشق مينامند ،

                                                     بايد گفت:

كه اين احساس بس موزون وبس زيباست

بدون او جهان خالي و دل تنهاست

وجودش با تمام زندگي همتا وپاياپاست.             تابستان 1363

+ نوشته شده توسط رضا حكمت در پنجشنبه 1386/07/26 و ساعت 22:7 |

در اين فكرم كه ازبهر توگويم

دوبيتي يا غزل يا چامه اي ناب

زچشمانت بسازم ماه رخشان

به ديده قد سروت را دهم آب

زمژگانت بسازم ناوكي تيز

زابرويت كمان از بهر تيرت

چوآهوي گريزان پا بگردم

به گيسوي كمند تو اسيرت

بسان ماني الهام از توگيرم

كه شعرم باشد ارژنگي برايم

زرويت مهر تاباني بسازم

كه روشن گردد ازنورش سرايم

ترا بالاتر از شيرين نشانم

خود از فرهاد مجنونتر بگردم

ترا تاج سر ليلا نمايم

زتو افسانه اي ديگر بگردم

دمت را چون دم عيسي نمايم

خودم را مرده اي خواهنده تو

دوباره جان بگيرم از نفسهات

توايزد گردي و من بنده تو

خودم را كور سازم توعصايم

دلم ماهي شود دريا توباشي

ترا زائرشوم حاجي صفت تا

به عالم كعبه دلها توباشي

"ترا ميخواهم و دانم كه هرگز

به كام دل درآغوشت نگيرم

تويي آن آسمان صاف وروشن

من اين كنج قفس مرغي اسيرم"   اين دوبيت قسمتي از شعر" اسير" فروغ است.

مرا عشق تو اين گفتار آموخت

اگرچه بهر تو ناقابل و پست

قشنگيهات در فكرم نگنجيد

تمام فكر من اين چارپاره است.             بهار1357
+ نوشته شده توسط رضا حكمت در پنجشنبه 1386/07/26 و ساعت 22:4 |

نوشته : رونالد لمپمن واتز از دانشگاه کویین کانادا [1] 

 

ترجمه : رضا وشاحی

 

 

فدرالیسم در جهان امروز

 

در سپیده دم قرن بیستم و یکم، به نظر می رسد که سیستم سیاسی فدرالیسم، بیشتر از هر زمان دیگری در جهان محبوبیت و خواهان دارد. در واقع در سال 1997 تعداد کشورهای فدرال 24 کشور می باشد که 2 میلیارد نفر یا %40 جمعیت جهان را در خود جای داده اند[2] و در مقام مقایسه با فقط 180 کشور دارای سیستم متمرکز، کشورهای فدرال در برگیرنده 480 ایالت فدرال می باشند.

 

درمیان این کشورهای فدرال، تفاوت های بسیاری وجود دارد، از کشورهایی با سیستم شبه متمرکز، که نزدیک به کشورهای دارای سیستم متمرکز هستند، تا کشورهایی فاقد سیستم متمرکز و به حدی گسترش یافته، که به شکل کنفدرال هم درآمده اند. به علاوه اینها، عناصر بسیاری از مفاهیم نظریه فدرالیسم به شکل تنظیمات و موسسات، توسعه یافته و  شکل فدرال بخود گرفته اند، مانند اتحادیه های قانونی غیر مرکزی و  وزارت های مختلف کشورها.

 

تحت فشارهای مشترک جهانی و منطقه ای شدن، هر روزه عده بیشتری از مردم شاهد هستند که فرمهای فدرال، ترکیبی موثر از روابط مشترک حکومت با مناطق گوناگون در    زمینه های مختلف، موجب توسعه منطقه های آنها شده است و جواب گوی نیازهای متنوع منطقه ای آنها در جهان مدرن است.

 

 

ارزش مقایسه ها

 

امروزه بعلت جهت افزایشی تنوع سیستم های فدرال و روابط فدرال، مسایل بسیاری را   می توان از مطالعه مقایسه ای نمونه های شاخص در گوشه و کنار جهان آموخت. آنها   می توانند هم به ما درسهایی از موفقیت و هم درسهایی از شکست بدهند، ما می توانیم هر دو را از تنظیمات مختلف و در شرایط متفاوت یاد بگیریم.

 

به علاوه مقایسه کردن شاید به ما راه هایی را نشان دهد که در حالت عادی به آنها

بی توجه بمانیم. مقایسه کردن، شاید همچنین به ما قدرت پیش بینی بهتری از یک ساختار خاص و یک دوره مشخص را بدهد. بر اساس مشخص کردن تفاوت ها و اشتراکات، مقایسه شاید توجه ما را به قابلیت هایی جلب کند که در غیر از این حالت، اهمیت آنها ناشناخته بماند. تعجب آور نیست که ملت سازان آفریقای جنوبی، در نوشتن قانون اساسی جدید خود، وقت زیادی را به مطالعه مقایسه ای تجربه های سیاسی مختلف، وقف کرده اند.

 

 

 ارتباط تجربه کانادایی

 

با اینکه بین آفریقای جنوبی و کانادا، تفاوت های وجود دارد که می بایست در نظر گرفته شوند، در عین حال قابلیت هایی در سیستم فدرال کانادا وجود دارد که آن را با آفریقای جنوبی مرتبط می سازد. برخلاف بعضی سیستم های فدرال مانند آمریکا و سوئیس که بر اساس اجتماع  ایالت ها و کانتون های از قبل موجود، تشکیل شده اند، شکل گرفتن کانادا شامل یک تحول کلان و بنیادی در انتقال قدرت بود.  

 

یکی از مهمترین قسمت های تشکیل فدرالیسم در کانادا، تجزیه و دوپاره شدن ایالت یکپارچه سابق، به دو ایالت جدید کبک و انتاریو بود. به این دو ایالت، دو ایالت کوچکتر برونسویک جدید و نوا اسکاتیا افزوده شدند.

 

موسسین کانادا نگران شدند که شاید این به قانون1867 درمورد اتحاد کانادا لطمه بزند و تاثیر این قانون را کم کند. قانون 1867 یک قانون فدرال بود ولی به شکل حکومت های مرکزی بسیار شبیه بود و دولت مرکزی اختیارات بسیاری در مورد ایالت ها داشت.

 

قوانین فدرال کانادا، همانند قوانین کشورهایی هند و مالزی که بعداٌ نوشته شدند و همچنین آفریقای جنوبی،  ترکیبی از قوانین فدرال با عناصری از سیستم متمرکز بود. این قوانین در دهه های اول تشکیل کانادا بسیار استفاده شدند ولی با اینکه هنوز در قوانین کانادا حضور دارند، در قرن دوم تاریخ تشکیل کانادا، بسیار کمتر استفاده شدند.( یعنی اینکه تجربه فدرالیسم کانادا از شبه متمرکز به سمت استقلال بیشتر پیش می رود[3])

 

مثال کانادا نشان دهنده بیهوده گی معلق ماندن در بین فدرالیسم و حکومت متمرکز         می باشد و نشان می دهد سیاست مداران برای پیدا کردن راه حل، اغلب به دنبال راه های کاربردی بر اساس تلفیق بین فدرالیسم و سیستم متمرکز، هستند تا صرفاٌ استفاده از  تئوری های خالص. این تلفیق موجب شده است که کشور کانادا با وجود داشتن پاره ای مشکلات در طول تاریخ خود، بعد از 130 سال همچنان به حیات خود ادامه دهد.

 

 بعد از کشورهای  آمریکا و سوئیس، کانادا از قدیمی ترین کشورهای دارای سیستم فدرال در جهان است. کانادا برخلاف این دو کشور هیچگاه جنگ داخلی عمده ای نداشته است و به سیستم فدرال بر اساس تاکید برتساهل و سازگاری دو طرف دست یافته است.

 

یکی دیگر از دلایلی که تجربه کانادا را مهم می کند، ابداع تلفیق سیستم فدرال با سیستم پارلمانی بود. سوئیس و آمریکا، سیستم فدرالی را انتخاب کردند که بر جدایی بین قانون گذار و اداره کشور تاکید می کرد. کانادا اولین کشور فدرالی بود که سیستمی را تشکیل داد که در آن پارلمان هم مسئول قانون گذاری بود و هم مسئولیت اداره کشور را برعهده داشت. تلفیق سیستم پارلمانی و سیستم فدرال که در کانادا ابداع شد، بعدها  در کشورهای فدرال استرالیا، اتریش، آلمان، هند و مالزی به کار گرفته شد.

 

بنابراین تجربه کانادا نشان دهنده تاثیر سیستم پارلمانی در سیستم فدرال می باشد

 

  

پانوشت ها

 

 [1]

آقای رونالد لمپمن واتز از خانواده ای کانادایی در ژاپن متولد شدند. ایشان از داشنگاه تورنتو در رشته هنر درجه کارشناسی گرفتند و در ادامه تحصیلات شان از دانشگاه اکسفورد بریتانیا در رشته فلسفه و سیاست با درجه دکترا فارغ التحصیل شدند و از سال 1955 به عنوان استاد فلسفه به دانشگاه کویین کانادا پیوستند.

این مقاله تلخیص جلد ششم از مجموعه فدرالیسم، تئوری و کاربرد می باشد. مشخصات کتاب به این شرح است 

Federalism: The Canadian Experience, By Ronald Lampman Watts        , Published 1997 HSRC Press, ISBN 0796916993

 [2]

بنابر دایرة المعارف ویکی پدیا، تعداد کشورهای دارای سیستم فدرال به 25 کشور رسیده است. غیر از این کشورهای رسماٌ به عنوان فدرال شناخته شده، کشورهای دیگری با سیستم هایی نزدیک به فدرالیسم به ترتیب زیر وجود دارند. کشورهای مثل بریتانیا و اسپانیا که قدرت را به بعضی مناطق خود واگذار کرده اند که به آنها Devolved یا یا "منتقل کرده" می گویند. گروه دیگر کشورهایی هستند که سیستم متمرکز دارند ولی بعضی از قدرت را به بعضی مناطق خود داده اند، مانند شیلی، ایتالیا، نیوزلاند، چین و فیلیپین، که به آنها  Regionalize Unitary  یا "خودمختاری محلی" می گویند. گروه دیگر کشورهایی هستند که بعضی عناصر سیستم فدرال را دارند و در عین حال شکل حکومت متمرکز را هم دارند. مانند: دانمارک، فنلاند، هلند، فرانسه، صربستان، تانزانیا و اوکراین. که به آنها Federacy يا Confederacy یا "اتحادیه" می گویند.

 

http://en.wikipedia.org/wiki/List_of_countries_by_system_of_government#Federal

برگرفته از : میزان نیوز

+ نوشته شده توسط رضا حكمت در پنجشنبه 1386/07/26 و ساعت 10:33 |
عکسها

این تکه کاغذهای گویای خموش

آشنا با قلب مهجور دوکس

آشنا با قصه های غصه مادر بزرگ

با نگه های پراز امیدو عشق

یا نگه های پریشان ‌، مضطرب حین سفر

حرفها دارد بمن از سالهای سال پیش.

کاغذی فریاد میدارد که آی...

"من"توام در کودکی هنگام خواب

آنزمانی که دلت با غصه آشنا نبود.

یک دگر

با خنده میگوی که من

یادی ازگردش تو روی چمن

برسرای سبز آن دشت وطن

                                    - هستم.

ناگهان از کاغذی گریان

صدای ناله ای با غصه میگوید:

دریغ از روزهای رفته عمرم

منم یادآور، آن لحظه تلخ جداییها

نگاهم مات وسرگردان

بروی صفحه کاغذ

وافکارم همه مغشوش

بسوی دورتر ایام میتازد،

زچشمم قطره اشکی پراز فریاد می آید.

میان راه اسب فکر من می ایستد و

                                                 - غمگین

به چهر"خانباجی"،مادر برزگم

دیده میدوزد.

بذهنم میزسد فکری

که آیا اوهنوزم قصه میداند؟

همان افسانه گاو طلایی را

که هرشب بهر ما میگفت.

براستی ،

زیرآن خروارهاخاک پر از سرما

توان قصه گویی بهر کس ماند؟

به عکسی میرسم ، کو قصه ای دارد

زدوران قشنگ مدرسه رفتن

چقدر آدم؟!

حدود شصت تن

                       - در داخل آن تکه کاغذ

نگاهم میکند با چهره های آشنا

                                           - بیگانه با حالا

بیادم میرسد ، این شصت تن باهم

کلاس درس را

می ریخیتیم درهم

                         - با خنده بیغم.

کنون هریک از این افراد

پراز غم قلبهاشان

میدوند از "کله صب تا غروب" از بهریک دینار.

... سخنها از عروسی، از عزا

از گردش و از خانه ماندنها

برایم میکند تعریف این آلبوم.

تمام عکسها را یک بیک می بینم و

                                               - یک لحظه خندانم ، دگر لحظه پریشانم

به جمع دوستان کهنه ام گاهی

و گاهی کوره راه بیکسی از عکسها پیداست.

کمی اندیشه میدارم

که آنگه من چه بودم

                            - حال من چونم؟

و میبابم "من" حالا

بجز یک جسم زنده

هیچ دیگر نیستم، پوچم.

وآه سینه پردرد میگوید:

چو خود کردی

مدار امید از گیتی

                       - دریغا دیرتر دریافتی رویاست آن افکار!

                                زمستان۱۳۵۹

+ نوشته شده توسط رضا حكمت در پنجشنبه 1386/07/26 و ساعت 2:5 |

کودکی جان داد از سرمای سخت                         در کنار طاق یک ویرانسرا

هیچکس زین حادثه غمگین نشد                         کو نبودش فردی از خلق خدا

روزگاری او چو اطفال دگر                                    خانه و مادر ونان آور داشت

زندگی براش جز خوشی نبود                             سایه مهر پدر برسر داشت

تاکه روزی غصه با چنگال خود                              گل خوشبختی او پرپرکرد

پدرش را ملک الموت ربود                                  ترک فرزند وسر و همسر کرد

غصه ماند ومادر و کودک او                                  فقر روی زشت خود باو نمود

از غم مرگ شوی و گریه طفل                             قد رعنا و جوان زن خمود

زن کنون بی یاوری چون میکرد                          جز تکدی و گناه وپستی

زین همه مدعیان غیر طمع                               بسویش نرفت هرگز دستی

مادر اکنون شب وروزش غم بود                        بهر فرزند همه کاری کرد

بیشتر زانکه توان وی بود                                  کار هر شخص دل افگاری کرد

مادر سوخته دل زان همه درد                           عاقبت شکسته و باطل شد

رخت سوی همسر خودبربست                        طفل یکباره پریشان دل شد

درمیان ظلم و غم تنها ماند                              دست سوی غارت و دزدی برد

اوکه جز مهر نمیدانستی                                 خون این مردم بی ایمان خورد

عاقبت آن شب سرد از سرما                           پشت دیوار طبیبی جان داد

با چنان سوز زمادر میگفت                              که شرح حادثه را نتوان داد:

شاهد صحبت من باش خدا                             ای که در عرش برین جاداری

مادرم  مادر پرمهر کجایی که مرا                       همه جا حکم خدا را داری

دست ناز تو نسیم سحری                             نفست چون نفس عیسی بود

مهر تو آیت یزدان عزیز                                    سخنت چون گهر دریا بود

توکه بودی زندگی شیرین بود                         توچنان آیه رحمت بودی

غم ترا کشت ولیکن مادر                               تونه بهر ظلم وغارت بودی

قصه کوتاه کنم من که جهان                          مایه هستی خود از تو ربود

آرزوی مرگ دارم که کنون                              بی تو مرده همه بود ونبود

سپس آن کودک بیمادر ویار                           جام مرگ آور پایان نوشید

اوکه مرد اما کسی برای وی                          پیرهن سیاه غصه پوشید؟

                                                                                               پاییز۱۳۵۶

+ نوشته شده توسط رضا حكمت در پنجشنبه 1386/07/26 و ساعت 1:38 |
..........در سالياني نه چندان دور ، كه امكانات فرهنگي و اقتصادي بدست گرفتن قلم را ممكن ميكرد، هركسي كه حرفي براي گفتن داشت و جايي براي عرضه آن نداشت ، دفتري تهيه ميكرد و گاه گداري كه دلش هوايي ميشد ، عقده هاي دل خود پيش آن دفتر خالي ميكرد.البته بسيار از اين دفترها جز نويسنده ،هرگز خواننده اي بخود نميديد و در غبار زمان گم ميشد. اينك كه دوران جديد ارتباطات فرا رسيده و همه ميتوانند در اين دفتر جديد بنويسند و بدون اينكه بدانند چه كسي مخاطبشان خواهد بود عقده دل بگشايند،منهم پس از مدتها كلنجار رفتن با سبك قديم ،برآن شدم كه دلمشغوليهايم را به دفتر جديد منتقل سازم باشد كه در اين راه انسانهايي را هم ،همراه خود يابم.پس با سلام بر انسانهايي آغاز ميكنم كه سعي درلياقت براي جانشيني حضرت حق دارند ، نه تلاش در غصب ملك حق. انسانهايي كه در جسم خاكي خود روح الهي پرورش ميدهند،نه جرثومه شيطاني .انسانهايي كه از دروغ و كتمان حق در هر شكلي و تحت هر نامي بيزارو مبري هستند. 

اما دل مشغولي من ، اجتماعيست كه در آن زندگي ميكنم. از خانه انحصاري دلم تا همه خاك زمين.ازاولين بني بشري كه صاحب شعور شد تا اينك كه بسياري بيشعور مدعي بني بشرند!

.....ودر اين راه دست همراهي دراز ميكنم بسوي همه انسانها،باشد كه با شناختن هم ،برعليه شيطان زادگان زنجيري بسازيم و به "عروه الوثقي"دست يازيم.

از ديدگاه من ،"حقيقت " خوشبختي انسانهاست ، صفاي مادرانه است،دل نگرانيهاي پدرانه است ، سخت گيريهاي استاد است ،لاله دميده در صحراست ، قطرات زلال آبي در كوير است ،خشم نگاهي بر ظالم است ، رد لبخند ملوث چاپلوسان است ، سرافكندگي ناتواني در اداي دين مظلومي است ،فرياد تحقير بر سر مكاران و دروغگويان و دغلبازان است و بالاخره "حقيقت" "نورالسموات والارض "است و هركس كه دنبال حقيقت است انسان است و هرانسان ميتواند مرا همراه خود بداند تا وقتي كه حق ميگويد و حق ميجويد. اگرچه "ره كعبه بسيار است هم از خشكي هم ازدريا"ولي وقتي هدف رسيدن به كعبه باشد كاروان و كشتي وهواپيما همسفرند. باشد كه حق باشيم و با حق باشيم.

+ نوشته شده توسط رضا حكمت در پنجشنبه 1386/07/26 و ساعت 0:23 |