"فبشر عبادي الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه"
اين راه كاري روشن و غير قابل تعويض از سوي خداوند متعال است به تمامي انسانهايي كه خود را عباد الله ميدانند. خداي قادري كه ميتوانست براحتي هيچ فرقي در بين انسانها نيافريند اما آنها را از زوجي آفريد و به ايشان علم و معرفت داد تا خود به دنبال شناخت بروند و حقيقت را بيابند.پروردگاري كه در طول سالهاي نزول وحي بارها از انسانها دعوت به تعقل و تفكر كرد و بارها از اينكه بجاي تفكر از حربه غلط پدرانش كه همانا زورگويي و فساد در روي زمين است ، استفاده ميكند، اورا نكوهش كرد. مالك تمامي آسمانها و زمين ، نه فقط هرگز از انسان نخواست كه حق طبيعي انسان ديگري را از او باز ستاند، بلكه وي را تشويق به جهاد در راه كساني كرد كه از ظلم جاري بر خود نالان و پريشانند. اين مقدمه كوتاه را از آن جهت عرض كردم كه موضع خود را در برابر "حقيقتي بنام آزادي و شرف انسان"بيان كنم.هماني كه بخاطر آن پيامبران مبعوث شدند، هماني كه بخاطر آن امامان و اوليائ دين و انديشمندان بني بشر شهيد شدند، هماني كه بنام دفاع از آن هزاران هزار انسان بي پناه و بي گناه مقتول و مهجور ومحبوس شدند!!! من اولين كسي نيستم كه در اين مورد ميگويم و آخرين هم نخواهم بود.صدها سخنور دانشمند بليغ تر ازمن به نثر و نظم گفته اند و آنان را دهان دوخته اند، من كه جاي خود دارم اما از آنجا كه تكرار سخن حق واجب است و نبايد در برابر خيانت به انسانيت سكوت كرد، ميخواهم به بهانه بررسي نوشتارهايي كه در جايگاه نظرسنجي مقاله آبانماه وبلاگ تحت عنوان "ناصر پورپيرار چه ميگويد" ديدم ، به بحث در باره مقدمه بپردازم.
ادامه مطلب

