تبليغاتX
عياني در نهان

شاید هنوز دير نشده است!

مرد يا زني را در نظر بياوريد كه بنا به دلايلي چندين ازدواج داشته و از هر كدام اين ازدواجها كودكاني حاصل شده است. كودكاني كه در عين  ناتني بودن، باهم برادر و خواهرند و حداقل وراثتهاي ژني آنها يك چهارم است . اگر اين مرد يا زن درك صحيحي از خانواده داشته باشد و همه كودكان خود را بيك چشم ديده و نسبت به رعايت حقوق همه آنها بيك ديده بنگرد ، همه آنها را به اين نكته متوجه سازد كه اگرچه هريك از آنها به تنهايي شخصيتي جداي از گروهند و بايد كه موقعيت خود را درك كنند و بشناسانند اما فقط باهم مفهوم خانواده  مي يابند ، در آنصورت بعد از مرگ والدين آن خانواده گرچه هركدام استقلالي براي خود دارند اما مفهوم خانواده را حفظ خواهند كرد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا حكمت در یکشنبه 1386/09/25 و ساعت 13:43 |

نشخوار خاطرات گذشته را،

آن چين هاي چروكيده دو چشم،

وآن خط گوشه لبهاي پيرزن ،

تصوير مي كند.

گاهي به زهر خند و گاهي به نيم خند،

سوسوي چشمهاي پراز رنج بي فروغ،

از يادواره هاي زمان شباب او،

تعبير ميكند.

ديدار لحظه ها زپس پرده زمان،

معناي زندگيش را بروشني،

در ژرفناي دل خسته از طپش،

تفسير ميكند.

تعميق تجربه هايش به طول عمر،

درعين سرخوشي از شورعشق ها،

آن خامي شتاب زمان شباب را،

تحقير مي كند.

گاهي زفكر گذشته برون شده،

آينده را و تباهي گور را،

توضيح هبط روان حقير را،

تدبير مي كند.

درمانده از چگونگي خط وربط عمر،

بي دستگيره محكم بروز پس،

آشفته از يگانه فرصت ديدار زندگي،

تجسير مي كند:

"هرآنچه بوده بطول گذشت عمر،

مهروصفا ومحبت ويا فساد،

مارا قدير جهان خود بدين طريق،

تقدير مي كند!؟!"

+ نوشته شده توسط رضا حكمت در دوشنبه 1386/09/12 و ساعت 21:20 |