با سلام مجدد خدمت همه عزیزان
گاهی پیش می آید که حوادث زندگی دست در دست هم میدهند و چنان لحظات را پر می کنند که حتی برای خوابیدن فرصتی نیست تا چه رسد برای گفتگو. البته ساختار بشر طوریست که هیچ حادثه ای نمی تواند اندیشیدن را از وی باز گیرد مگر مرگ مغزی و میدانید که این مرگ مغزی بر دونوع است، نوع شناخته شده و آشکارایش که آدمی را روانه زیر خاک می کند و نوع پنهان آن که روزانه بسیاری از این سلسله مردگان را می بینیم و با ایشان راجع به آب و هوا و قیمت اجناس و غیره صحبت می کنیم اما به دلیل مرگ قریب به اکثریت سلولهای خاکستری آنها، امکان گفتگوی عمیق تر را ندارند وبا کمی عبور از محدوده روزمره گی سیستمشان دچارهنگ شده وداغ می کند!! این مقدمه را عرض کردم که هم عذر غیبتی چند ماهه باشد و هم مطلع آغازی مجدد. در این مدتی که حوادث حیات شخصیم باعث بهم خوردن برنامه روزانه ام شده بود تنها اندیشیدن بود که کمک به بقای مغزی میکرد وطبعا به خاطر اتفاقات مختلف جهانی بازار داغی داشت.
ادامه مطلب

