عاشيقها همواره با موسيقی، آثار عرفانی و حماسی آفريدهاند. زيرا يك موسيقی تفکر بر انگيز است و حالت خواب و افسردگی ندارد. به همين جهت يک عشق به متعالی شدن و يک عشق به معبود در آن احساس میشود. عاشق میگويد « جانم را بگير و سازم را نگير» عاشق وجودش لبالب از عشق است، عشق به هستی ، عشق به حقيقت و عشق به کمال. در واقع ميتوان گفت که موسيقی آذربايجان در نوع دوم آن که همان موسيقی عاشيقها می باشد تلفيق مستقيم شعر و موسيقی است و شك نيست که شعر و موسيقی وقتی باهم آميخته شود، اثر بيشتری دارد چنان که شاعرانی که از هنر و موسيقی آگاه بودهاند و اشعار خود را با نغمات و الحان همراه کردهاند بيشتر در دل شنوندگان تاثير گذاشتهاند. در کشورهای خاور زمين و از جمله در ايران از قديم شعر و موسيقی دو هنر جدا نشدني بوده و همواره با هم به کار رفتهاند. البته شعر به تنهايی در موارد مختلف خودنمايی کرده و نيازی به آهنگ نداشته ولی آنچه مسلم است نوعی زينت شعر بوده و کمتر به خودی خود استقلال داشته است. حتی امروز هم مردم از موسيقی هنگامی بيشتر لذت میبرند که با کلام توام باشد و استعمال دو کلمه ساز و آواز با يكديگر به خوبی میرساند که ساز و بیآواز چندان طرف توجه نبوده چنان که گويي در موسيقی ملی ما هنوز آهنگ تابع و جلوه دهنده شعر است.
جايگاه ادبيات در موسيقی آذربايجان
شعر عاشقی يكي از اجزاي پربار ادبيات فولکلوريک آذری است، آفرينندگان اين شعر را عاشق يا عاشيق مینامند. در شعر عاشقی احساسها و آرزوهای مردم بهتر از انواع ديگر ادبيات فولکلوريک منعکس می شود.
در بين انواع گوناگون ادبيات فولکلوريک، شعر عاشقی از نظر شناخته شدن آفرينندگان آن نيز دارای خصوصيات ويژهای است. زيرا که با هر شعر عاشقی نام و تخلص آفريننده آن آورده میشود. از اين نظر شعر عاشقی به ادبيات مکتوب و کلاسيک نزد يک میشود. در گروهی از داستانهای عاشقی آوردن نام در پايان شعرهای موجود در داستان کيفيت ويژهای پيدا ميكند. عاشقها به صورت گروهی در مجالس برنامه اجرا میکنند که معمولا به مباحثه نيز می پردازند. ارکستر عاشقی به طور معمول شامل زورناچي(سرنا زن)، بالابانچي(بالابانزن) و ناغاراچي(دايرهزن) ميباشد.
شعر عاشقی از زمان بسيار قديم مراحل خاصی از تکامل و ترقی را پيموده است. عاشقها از ديرباز به نامهای ريشسفيد، يانشاق و اوزان مشهور بودهاند. در هنر عاشقی، ترکيبی از نغمهپردازی و هنرپيشگی و شاعری را در يکجا مشاهده میکنيم.
در جوامع ابتدائی همه اين خصوصات در شخص واحدی به نام آقساققال يا ريشسفيد جمع بوده و عاشق به عنوان نماينده همه اين هنرها شناخته میشده است. هنر عاشقی هر چند که دارای تاريخی بسيار قديمی است ليکن اطلاعات ما درباره نمايندگان آن بسيار محدود است به طوری که تاکنون معلوم شده «قوربانی» عاشق مشهور آذربايجان، در اوايل قرن دهم هجری بوده است با وجود اين در بين اشعار شاعران قبل از «قوربانی» نيز به اشعاری که از نظر شکل و مضمون شبيه شعر عاشقی هستند، برخورد ميکنيم.
در ادبيات مکتوب قرن دهم ه.ق. و به خصوص در اشعار شاه اسماعيل ختائی و محمد امانی نيز اشعاری که به پيروی از اصول شعر عاشقی ساخته شدهاند وجود دارد.
شعر عاشقی دارای انواع گوناگونی است و اکثر آنها در اوزان هجائی ساخته شده است و مشهورترين اين انواع قوشما، گرايلی، تجنيس، استادنامه، ديشمه و مخمس است.
1- قوشما: قوشما از انواع بسيار رايج شعر عاشقی است. اين شعر 3،5 و يا 7 بند است و هر مصراع آن دارای هجا است. در بند آخر معمولا تخلص عاشق آورده می شود. قوشما به علت روانی و لغزندگيش هميشه مورد توجه بوده و شعرای بزرگ مانند واقف، ودادی، ذاکر، نباتی و ديگران به فراوانی از آن استفاده کردهاند.
2- گرايلی: گرايلی نيز از انواع ساده و بسيار روان و تغزلی و لغزنده شعر عاشقی است. در گرايلی هر مصراع هشت هجا دارد و اين تنها تفاوت گرايلی با گوشما است. گرايلی نيز3،5 و 7 بند دارد و قافيه در رديف آن همانند قوشما است.
3- تجنيس: نوعی از شعر عاشقی است که در رديف و قافيه آن جناسهای مناسب به کار می رود. تجنيس از نظر فرم با قوشما فرق دارد. و دارای 3،5 و 7 بند است. در اين نوع از شعر عاشقی استادی و مهارت عاشق در به کار گرفتن کلمات متناسب کاملا به چشم ميخورد. عاشق در تجنيس انديشههای ژرف و پنهان و معماگونه را پيش میکشد به هنگام مباحثات و مجادلات عاشقی، عاشقها به وسيله همين جناسهای معماگونه همديگر را مغلوب ميکنند. عاشيقهايی که در شهرهاند، عباس توفاقانلی، خسته قاسم، ملاجومه و عاشق علیعسگر از اين دسته هستند.
نوع متنوع مشلکتری در تجنيس نيز وجود دارد در آن علاوه بر بکار بردن تجنيس از حروفی نيز استفاده ميشود که در سرتاسر شعر لبها به هم نمیخورد.
4- استادنامه: يکی از خصوصيات شعر عاشقی تبليغ خير و نيکی و نيکخواهی و تکريم عقل و فضيلت است و استادنامه شعری است که در آن نصايح و آموزشهای استادان بزرگ گنجانده شده است. در آفرينش استادنامهها کلمات قصار و امثال و حکم نقش مهمی دارند. گاهی يک ضربالمثل و يک سخن حکمتآميز در ضمن يک استادنامه به طور کامل نقل میشود و دارای يک وزن و قافيه میشود.
5- دئيشمه: يکی از انواع بسيار شايع و جالب شعر عاشقی است. ديشمه براي نشان دادن استادی و مهارت و جهانبينی و دانش و استعداد عاشيقها وسيله بسيار مهمی است. در بين عاشيقها مرسوم است که در مجالس بزرگ عاشقهای شرکت کننده با هم به بحث و مجادله پرداخته و هنر خود را نمايش میدهند. نخست بين عاشقها شرط بسته میشود که هر که مغلوب شد سازش را زمين گذارد و از عاشقی دست بردارد، آنها درباره اطلاعات خود در ضمينه تاريخ و دين و ادبيات شعرهايی میسازند و در ضمن شعر، پرسشهايی مطرح ميکنند و طرف مباحثه بايد پاسخهای آنها را پيدا کرده و به شعر ارائه دهد. از اين ميان به داستانهای واله و زنگار شاه اسماعيل و عرب زنگی و خسته قاسم و لزگی احمد اشاره کرد.
6- مخمس: يکی ديگر از انواع شعر عاشقی که از 5 مصراع درست میشود. گاهی عاشقها هر کدام از اين مصراعها را دو قسمت کرده و جداگانه میخوانند.
موسيقی آذربايجان در گذر اعصار رشد و صيقل و مسير تکامل خاص خود را پيموده و به عاليترين درجه رسيده است. شوستا کوويچ، آهنگساز بزرگ معاصر روس، از مکتب آهنگسازی جمهوری آذربايجان به عنوان مکتب عالی موسيقی آذربايجاني نام برده است. موسيقی آذربايجان مختص قفقاز، ايران و آسيای ميانه نبوده است بلکه در خاورميانه و خاور نزديک بطور وسيعی انتشار يافته است. موسيقی آذربايجان به گونههای ملی، شفاهی و عاشيقی قابل تقسيمبندی است و در اين ميان هنر عاشيقی دارای ويژگيهای ملی و شفاهی است.
هنر موسيقی عاشيقی از نظر مضمون: قهرمانی، رزمی، موضوعات تغزلی و کلاسيک... و داشتن خصوصيات سنتی از يک طرف آفرينش حرفهای را تشکيل ميدهد ولی از نظر ساختار يک هنر فولکلوريک است. موسيقی آذربايجان به سه دسته زير تقسيم ميشود:
1- موسيقی ملی (ترانهها و آهنگهای رقص)
2- ملي-حرفهای (همان عاشيقی)3- شفاهی حرفهای (دستگاههای موغامی اصلی، موغامهای دارای فرم کوچکتر، موغامهای ضربی) .
موغام: موغام موسيقی کهن ملی آذربايجان به علت علاقه خاص اين ملت به آن و زيبايی عميقش و همچنين پيوند آن با موسيقی ادبيات و شعر عاشيقی، تکامل زيادی يافته است. راميز زهرابوف آن را به سه دسته زير تقسيم می کند:
1- دستگاههای موغامی 2- موغامهای دارای فرم کوچکتر
3- موغامهای ضربی
در چگونگی وکيفيت موغام نوازندهها و خوانندهها نقش مهمی را ايفا ميکنند و اجرای عالی دستگاههای موغامی به دانش عميق، توانايي درك، رعايت اصول تناسب، زيبايیشناسی و تجربه و مهارت زياد نياز دارد و برای نيل به اين هدف نوازنده بايد از، آموزشگاههای طولانی مدت (10-5) سال فقط در زمينه نوازندگی بهرهمند گردد .
موغام در منابع علمی: موغامهای آذربايجانی، هنر شعری- موسيقايی، که دارای تاريخی کهن ميباشد و به طور وسيع در شرق گسترش يافته است و به دليل زيبايی خاص خود، نظر محققين را در تمامی اعصار به خود جلب کرده است. تاريخ آموزش موغام، در آذربايجان شامل دو دوره قديم و جديد است. در دوره قديم رساله و منظومههای بسياری در اين باب به چشم ميخورد که به زبانهای عربی وترکی و فارسی نوشته شدهاند که بيشتر آنها در قرنهای 8 و9 شمسی به رشته تحرير درآمدهاند، که بحث آنها بيشتر بر روی ريتم و لاد (واژهی روسی به معنای مقام يا Mode است ولی برای اينکه با موغام آذربايجانی اشتباه نشود با همان نام به کار رفته است) ميباشد.
يکی از نظريهپردازان بزرگ ايراني به نام صفیالدين اورموی، نظريهپرداز مشهور آذربايجانی بود که بوجود آورندة سيستم جدی لادها (مقامهای) شرق به شمار ميرود. علم موسيقی با رسالههای کوکبی، درويش علی بخارايی و ميرزابيک آذربايجانی غنیتر ميشود و همه اينها نشان دهنده اين است که موسيقی ايران بخصوص موسيقی آذربايجاني از ديرباز مورد توجه و بررسی قرار گرفته است. اما متاسفانه اين تحقيقات در اوج خود ناکام ماندند. حتی حکيم ابونصر فارابی در آثار گرانبهايش به موضوع موغام اشاره کرده است. لازم به يادآوری است که موسيقی آذربايجانی با حمله مغولها نه تنها از بين نرفت، بلکه در همين زمان موسيقیدانان برجستهای از جمله صفیالدين اورموی (1294-1230ميلادی) معرف موسيقی آذربايجانی در تمام دنيا شدهاند. اورموی برای نخستين بار "12موغام" را به طور سيستماتيک درآورد وآن را به آوازها و بخشها- شعبهها، تقسيم نمود. همچنين او در آثار علمی خود ضمن شرح مسائل فيزيکی، آکوستيکی، قدرت تاثيرگذاری، ملودی، ريتم و وزن موسيقی، قوانين موغامها، توالی اصوات آنها و فونکسيون درجات را نيز توضيح داده است. از ديگر نظريهپردازان ايرانی - آذربايجانی، عبدالقادر مراغهای (1434-1353ميلادی) است که در اروپا برای نخستينبار دانشمند گيزه وتر (1850-1773) از وي به عنوان نظريهپرداز موسيقی نام برده است. در نخستين پژوهشهای مراغهای به موغام به طور آشکار برميخوريم.
ثريا آقايوا محقق آثار مراغهای مينويسد:" ...در پژوهشهای مراغهای برای نخستينبار مفهوم مقام (لاد) و نظريه مربوط به آن نيز توضيح داده میشود." در قرنهای 16و17 از رسالات نجمالدين کوکبی، درويش علی ميرزا بيک آذربايجانی ميتوان اطلاعات جالبی در رابطه با موغامها بدست آورد. کوکبی 12 موغام را به 24 شعبه اصلی، 6 آواز و سه رنگ جدا شده از 12 موغام اصلی تقسيم ميکند:
عشاق، نوا، بوسيلک، راست، اصفهان، زيرافکند (که کوچکتر نيز ناميده می شود) بزرگ، زنگوله، نهاوند، رهاوی، حسينی، عراق و قسمتها و انواع آن.
ميرزابيک علاوه بر موارد بالا نام چند آواز ديگر از جمله بدل و حصارک و حصرک را نيز ذکر می کند. چنانکه از مقالات مير محسن نواب (1918-1833) بر می آيد، در اواخر قرن 19 بر تعداد آوازها در آذربايجان افزوده شده بود و از 6به 15 رسيده بود.
ميرمحسن نواب شعبهها و گوشههاي 6 دستگاه را چنين بر می شمرد: راست، ماهور، شهناز، رهاوی(رهاب)، چهارگاه و نو. شعبات و گوشههای اين دستگاهها چنين است:
دستگاه راست: راست، پنجگاه، ولايتی منصوريه، زمينخارا، راک هندی، آذربايجان، عراق، بياتترک، بيات قاجار، ماوراالنهر، بال کبوتر، حجاز، شهناز، زنگ شتر، کرکوکی، راست.
دستگاه ماهور: ماهور، شور، عشيران، دلکش، دوگاه، زنگ شتر، حجاز، ماوراالنهر، شهناز، حاجيونی، سارنج، شوشتر، مثنوی، سوز وگداز، ماهور.
دستگاه شهناز: درآمد شهناز، عاشق دشتی، سلمک، مويه، ليلی و مجنون، ابوالچپ، شاه ختايی، آذربايجان، وامق، مجاز.
دستگاه رهاوی: رهاب، همايون، ترکيب، غزال، بيات ترک، بيات قاجار، زمين خارا، ماوراالنهر، بال کبوتر، مجاز، بغدادی، شهناز، آذربايجان، مراج، عشيران، زنگ شتر، عثمانی، بيات کرد، بيات شيراز، حاجيونی، سارنج، شوشتر، مثنوی، ثقيل، سوز وگداز.
دستگاه چهارگاه: چهارگاه، سهگاه، زابل، يئتدی حصار، مخالف، مغلوب، منصوريه، زمين خارا، ماوراالنهر، مجاز، شهناز، آذربايجان، عشيران، زنگ شتر، کرکوکی.
دستگاه نوا: نوا، نيشابور، درآمد شهناز، سيلک، حسينی، مسيحی، شهناز، حاجيونی، بيات کرد، آذربايجان، عشيران، زنگ شتر، کرکوکی، شاه ختايی، افشاری(اوشاري)، شکستة عشيران.
اما اين تقسيمبندی تا حدودی ناقص است، مثلاً به دستگاه مهم شور اشارهاي نشده است. در موسيقي آذربايجاني بيشتر از سهگاه و شور استفاده می شود، اما راست، شوشتر، چهارگاه و بيات شيراز نيز کم کاربرد ندارند و در اين ميان همايون از همه کمتر به کار ميرود.
نغمهنگاری موغامها
نغمهنگاری يعنی به نت در آوردن آثار. اين راه نه تنها باعث حفظ آثار ميباشد، بلکه نيروی عظيم تحقيق و بررسی را به خود جلب ميکند و موجبات باززايی آثار را نيز فراهم می آورد. البته در قرون 8-10 نيز اين شيوه وجود داشته است و در زمان فارابی و مراغهای نيز نغمهنگاری به شيوه خاصی صورت ميگرفته است، اما در قرن 20 شيوه نغمهنگاری به سبک اروپايی جايگزين شد. در عصر حاضر نخستينبار حاجی بيگاف نمونههای موسيقی شفاهی- حرفهای آذربايجانی را به نت درآورد.
دستگاههاي موغامي
دستگاههای موغامی نقطه اوج موسيقی فولکوريک آذربايجانی هستند. با استناد به اشعار نظامی معلوم ميگردد كه موغام به شكل دستگاه در آنزمان بهکار برده ميشده است و ميتوان به اين نتيجه رسيد که دستگاههای موغامی فرم كامل شده و کلاسيک موسيقی شفاهی حرفهاياند. اين ظرايف يادگارهای تاريخي-فرهنگی بشمار ميروند.
دستگاههای موغامی آذربايجان عبارتند از: راست، شور، سهگاه، چهارگاه، بيات شيراز، شوشتر، همايون، ماهور هندی، بيات قاجار، ماهور ميانی، سهگاه ميرزا حسين، سهگاه زابل و سهگاه خارج.
راست
اين موغام را ميتوان در تمامی سرزمينهاي مسلمان ديد و در موسيقی قرون وسطی، اولين موغام و اساس ساير موغامها به حساب می رود. راست در موسيقی شفاهی حرفهای ملل خاور نزديک يکی از 12 موغام اصلی است و از ديرباز تاکنون ماهيت اوليه خود را حفظ کرده است. مايه (تونيک) از صدای سل اکتاو کوچک شروع ميشود.
موغامهای هم خانواده راست:
1- دستگاه ماهور هندی
2- دستگاه ماهور ميانی
3- دستگاه بيات قاجار
4- دستگاه دوگاه
1- دستگاه ماهور هندی: ماهور در فارسی معنای پرتگاه و دره را می دهد. ماهور از دستگاههای قديمی ايران با قدمت شايد 3000 سال است و در تاريخ آمده است که با قبيله ماهوريای هند مربوط است. شعبهها و گوشههای اين دستگاه در طول تاريخ فرقهای زيادی نموده است و امروزه دارای 8 شعبه و گوشه است: برداشت، ماية ماهور، عشاق، حسينی، ولايتی، شکستة فارس، عراق و قرايی.
ماهور جدای از موسقی آذربايجاني در موسيقی کلاسيک فارسی نيز تشکيل وسيعی دارد و يکی از هفت دستگاه اصلی موسيقی فارسی است که درجات و مايه (تونيک) دستگاه منطبق با گام دو-ماژور در موسيقی کلاسيک اروپا است. ماهور در ترکيب واريانت آوازی 20 گوشه دارد و در واريانت سازی شامل 58 گوشه است.
2- ماهور ميانی: دليل اينکه به آن ماهور ميانی ميگويند اين است که اين دستگاه در منطقه ميانی گستره صوتی خواننده اجرا ميشود. تونيک (درجه ميانی که گام از آن شروع ميشود) ماهور ميانی فا است، يعنی از ماهور هندی که تونيکاش دو است چهار درجه بالاتر ميباشد.
شعبهها: برداشت، مايه ماهور، عشاق، حسينی، ولايتی، شکسته فارس، مبرقع و عشيران.
فونکسيون گذر در اين دستگاه "شکسته فارس" است که اين شعبه (شکسته فارس) نوعی رابطه ميباشد.
3- بيات قاجار: از ديگر دستگاههای هم خانواده موغام راست، بيات قاجار است، لاد اين موغام با راست يکی است با اين تفاوت که بيات قاجار در مايه سیبمل ميباشد. حس اين دستگاه حسی غمگين است. اين دستگاه در حال حاضر شامل 10 شعبه و گوشه است: برداشت، مايه بيات قاجار، حسينی، شکسته فارس، بيات قاجار، زير زمينخارا، دوگاه، ماوراءالنهر، شاه ختائی، آياق بايات قاجار
4- دوگاه: اين دستگاه همخانواده راست است و با مايه سیبمل آغاز ميشود. 9 شعبه و گوشه دوگاه عبارتند از: دوگاه، روحالارواح، زمين خارا، حجاز، گبری، شاه ختايی، سارنج و دوگاه.
شور
در هيچ يك از موسيقیهای شفاهی- حرفهای آسيای ميانه، عرب و ترک، به اين موغام بر نميخوريم. اين دستگاه حجيمترين و پيچيدهترين دستگاه در موسيقی ايرانی و آذربايجانی است. در حال حاضر شعبهها وگوشههای يازدهگانه اين دستگاه عبارتند از: برداشت، مايه شور، شور، شهناز، بيات ترک، (بيات قاجار و دوگاه)، شکسته فارس، عشيران، سمائی شمس، حجاز، سارنج، نشيب و فراز(بعضاً شورانگيز) و آياق.
سهگاه
يکی از موغامهای بسيار رايج موسيقی آذربايجانی است و روحالله خالقی- موسيقيدان برجسته ايران - نيز درکتاب نظری به موسيقی خود اين امر را گوشزد کرده است. سهگاه در موسيقی آذربايجاني - به دليل علاقه زياد خوانندگان و نوازندگان - در کوکهای متنوعی اجرا ميشود پرفسور م.ص.اسماعيلاف سهگاه را به5 تناليته تقسيم ميکند.
1- مايه سی در اکتاو كوچك(سه گاه خارج)
2- مايه می در اکتاو اول (سهگاه ميانی) و مايه می در اکتاو کوچک (سه گاه زابل)
3- مايه لا در اکتاو اول (سهگاه ميرزاحسين)
4- مايه ر در اکتاو اول (سهگاه يالخين)
5- مايه سل در اکتاو اول(سهگاه هاشم).
سهگاه زابل
قديمیترين و رايجترين نوع سهگاه "سهگاه زابل" است که سهگاه ميانی نيز ناميده ميشود و تونيک آن می است.
گوشهها و شعبههای کنونی: برداشت، مايه زابل، مانند مخالف(در مايه)، سهگاه، زابل زير، مانند حصار (در زير)، مانند مخالف(در زير)،آياق سهگاه.
چهارگاه
ساختمان اين دستگاه بسيار کامل است و جالب توجه اينکه چهارگاه دارای دو محسوس است يعنی گام در حالت بالارونده از محسوس به هنگام سهربع پرده است و هنگام برگشت از روتينك به تونيک، يعنی هم يک گام بالارونده است و هم يک گام پايينرونده! تونيک چهارگاه نت دو است. گوشهها و شعبههای کنونی: برداشت، مايه چهارگاه، بسته نگار، حصار، موالف، غره، مخالف، منصوريه، عزال، آياق چهارگاه.
شوشتر
اين موغام که از موغامهای اصلی آذربايجاني است در شنونده احساس غم و اندوه ايجاد ميکند. بسياری از ترانهها و رقصها، رنگها و تصنيفهای آذربايجانی مربوط به اين موغام است. شعبهها و گوشههای شوشتر در اواخر قرن 19 چنين بوده است: اميري، شوشتر، شوشترك، سارنج، مثنوي، معنوي، افشاري، حيدري، عثماني، گرايلي، قاراكرد، ماني و كشيش اوغلو.
در حال حاضر اين تركيب عبارتست از : برداشت(اميري)، شوشتر، فيلي، تركيب و آياق شوشتر.
بيات شيراز
حاجي بيگاف موسيقيدان آذربايجاني درباره اين موغام مينويسد:" از نظر تاثير هنري و رواني ... بيات شيراز در شنونده احساس غم و اندوه مينمايد". اما امروزه به عقيده ك.احمداف و نوازندگان برجسته تار و موسيقيدانان "بيات شيراز" بعنوان يك موغام غمانگيز نميباشد. اجراي امروز اين موغام، ساختار متنوع و رنگارنگ ملودي، مخصوصاً حالتهاي رنگارنگ "برداشت" و "مايه بيات شيراز" و اجراي باشكوه آنها، دوري آنرا از غم وغصه نشان ميدهد.گوشهها و شعبههاي كنوني : برداشت، مايه بيات شيراز، نشيب و فراز، بيات اصفهان، بيات شيراز زير، خاوران، عزال، دلربا، و آياق بيات شيراز.
همايون
همايون هفتمين دستگاه موغامي اصلي در موسيقي آذربايجاني است. همايون يكي از 24 شعبه موسيقي ملل قديم خاور نزديك است. گوشهها و شعبههاي كنوني: برداشت، همايون، فيلي، شوشتر، تركيب، عزال، كيچيك معنوي، آياق همايون.
موغامهاي كم حجم
موغامهايي هستند كه نسبت به موغامهاي ديگر حجم آنها از نظر تعداد گوشه كمتر باشد. معمولاً در اين موغامها سه تا پنچ گوشه يا شعبه اجرا ميشود، اين موغامها نخست بصورت مستقل نبودهاند. بلكه قبلاً شعبهاي از يك دستگاه موغامي ديگر بودهاند.
اين موغامها عبارتند از: 1- قطار 2- رهاب 3- شهناز 4- بيات كرد 5- دشتي
قطار: اين موغام به دستگاه ماهور هندي نزديك است چون كه قطار قبلاً از شعبات ماهور هندي بوده است.
شعبههاي قطار: 1- قطار 2- مايه قطار 3- قطار
رهاب: از "رهاوي" يكي از 12 موغام كلاسيك ملل خاور نزديك منشاء گرفته است. رهاب از خانواده شور است.
شعبههاي رهاب: 1- برداشت 2- شكسته فارس 3- عراق 4- قرايي 5- مسيحي 6- آياق رهاب.
شهناز: شهناز موغامي كم حجم ولي با طيف وسيع است و در خيلي از دستگاهها هم بصورت شعبه درآمده است.
شعبههاي شهناز: 1- شهناز 2- دلكش 3- شهناز زير(شد شهناز)
بيات كرد: از موغامهاي كم حجم خانواده شور با مايه «ر» ميباشد.
شعبههاي بيات كرد: 1- بيات كرد 2- بيات عجم 3- آياق بيات كرد(فرود).
دشتي: دشتي نيز از زيرمجموعههاي شور است. اين موغام در موسيقي آذربايجان خيلي مورد توجه قرار نگرفته است. گوشهها و شعبهها طبق واژهنامه موسيقي افراسياب بدلبيگي: دوبيتي، گيلي، گبري، بيات كرد، نهيب، قرايي، مثنوي نور و شاهختايي.
امروزه دشتي در اجرا شامل سهشعبه است: مايه دشتي، جدائي و گبري.
موغامهاي ضربي
موغامهاي ضربي از گونه بسيار رايج در موسيقي شفاهي- حرفهاي آذربايجان هستند. موغامهاي ضربي داراي ويژگيهاي خاص خويش هستند. دستگاههاي اين موغامها مشخصاً آثار آوازي-سازي چند قسمتي كه بي شباهت به سوئيت نيست ميباشند. ريتم و متد اين موغامها با شعر آذربايجاني رابطهاي تنگاتنگ دارد.
1- حيراتي: موغام ضربي از خانواده راست ميباشد و بر اساس مايه «دو» لاد- موغام استوار است. موغام ضربي حيراتي داراي بداههپردازي مشتمل بر برگشتهاي ملودي دستگاه موغامي ماهور هندي است و متر آن 2.4 است.
2- آرازباري: اين موغام ضربي از خانواده شور است و بر اساس يكي از 7 لاد شور استوار است. متد آن 3.4 و تمپوي آن سنگين است. حالت شاعرانهاي دارد و گاهي نيز با گروه كر خوانده ميشود.
3- منصوريه: موغامي ضربي بر اساس كوك «دو» مقام-لاد چهارگاه است. منصوريه مقامي با خصوصيات حماسي و قهرماني است.
4- سمائي شمس: اين موغام بر اساس كوك شور استوار است. اين موغام با اينكه موغام ضربي مستقلي به حساب ميايد، شعبه اوج شور نيز بشمار ميرود. بطور كلي اجراي سمايي شمس در شنونده، خوشي و ذوق ميآفريند. از خصوصيات اين موغام اين است كه برخلاف موغامهاي ديگر با يك تصنيف ملايم خاتمه مي يابد.
5- ماني: اين موغام نيز مبتني بر كوك و لاد شور است. موسيقيدانان ملي- حرفهاي اين موغام را "عثماني" نيز مينامند. متر آن 2.4 و حالت ريتم مارشوار آن تا آخر موغام ادامه دارد.
6- اوشاري(افشاري): بر اساس لاد- مقام شوشتر استوار است و متر آن 2.4 است. اين موغام در موسيقي عاشيقي نيز بصورت يك آهنگ سنتي، مشهور است. ملودي اين موغام منعكس كننده شكوه و عظمت است.
7- حيدري: اين موغام نيز بر مقام-لاد شوشتر استوار است. همچنين متر آن 2.4 است. حجم حيدري نسبت به ديگر موغامهاي ضربي كمتر است. در اين موغام موسيقي سازي فعالتر است چونكه پايان آن بوسيله ساز انجام ميشود نه با ساز-آواز.
8- "قاراباغ شكستهسي" و "كسمه شكسته":
در موسيقي آذربايجاني اين دو نوع شكسته جايگاه بالايي دارند. اين دو شعبه در قرن 19 بصورت موغام ضربي تغيير شكل يافتند. گونه شكسته نخستينبار در موسيقي عاشيقي شكل يافت. قاراباغ شكستهسي اصولاً توسط مردان و كسمهشكسته توسط زنان اجرا ميشود.
ARDABIL Mehrpooyan Professional desiners group منبع:گروه مهرپویان

