تبليغاتX
عياني در نهان - "مگر این پنج روزه"

كتاب در سال 1376 توسط انتشارات كارنگ به طبع رسيده  و من چاپ دوم آنرا دارم كه يك سال بعد (1377) با دو مقدمه و در 286 صفحه تجديد چاپ شده است.

هدف من از اين سطور معرفي مختصري از كتاب و توجه به موضوع است زيرا نگاهي بديع و نو به حيات سعدي است و اين نگاه از زوايايي صورت گرفته كه تا كنون در كتب مختلف نديده بودم.

نويسنده مقالات و كتب معتبري را بررسي مي كند كه در طي قرن اخير راجع به زندگي سعدي نوشته شده است ، مطالبي از كساني چون محمد علي فروغي ،علي اصغر حكمت ، سعيد نفيسي ، اقبال آشتياني ،محمد خزائلي ، حميدي شيرازي ، عبدالعظيم قريب ، الطاف حسين حالي ،ذبيح اله صفا ، شبلي نعماني ، همايي ، قزويني و نويسندگاني از اروپا مانند هانري ماسه ، هرمان اته ، يان ريپكا ،  آن ماري شيمل و... كه هريك از اين افراد در جامعه ادبي معاصر نامي آشنا و صاحب راي و نظرند. هر خواننده متون ادبي به خصوص اگر قصد كنكاش موضوع را داشته باشد بخوبي ميداند كه افراد مذكور ره گشايان ادبيات نوين و معاصر پارسي هستند و كمتر متني از نثر و نظم قديم به ما رسيده است كه توسط اين اشخاص به آن پرداخته نشده و اصلاح نشده باشد.

اما كتاب مورد بحث با انتخاب موارد مشابهي از هر كدام اين مقالات و مقايسه و استنتاج ، و در عين ادب و احترام ، نشان ميدهد كه آن اساتيد عالي مقام ، مواردي زيادي را بررسي نشده و ناخواسته و يا از روي عمد و ناچاري به بوته فراموشي سپرده و خواسته اند كه موضوع ناشناخته باقي بماند.

نويسنده بخوبي نشان ميدهد كه آنچه تاكنون از روايات موجود در آثار سعدي بخصوص  "گلستان" استفاده شده تا زندگينامه سعدي را طراحي نمايند و از وي شخصيتي بسازند كه درس آموخته مدرسه نظاميه بغداد باشد و جهانگردي عيار، در واقع برداشتي غير واقعي است و از آنجاييكه داستانهاي سعدي سنخيتي با اصل تاريخ رجال و اماكن ندارد ، عليهذا روايات مذكور نمي تواند اصل باشد و تنها داستانسرايي هايي است كه سعدي با جمع آوري آنها از كتب يا روايات اشخاص ديگر وبا بيان اول شخص ،  از نوشتن آن قصد رديف كردن مطالبي براي ايضاح پند و اندرزهاي خود داشته و محتمل اينكه ، سعدي هرگز از زادگاه خود چندان دور نشده است.

از مجموع متن محكم كتاب ، بر مي آيد كه سعدي شخصيتي است كه جواني ي ، هرزه و خوش گذران داشته و در كنار دوستان موافق به انواع شوخ طبعي و شوخ چشمي عمر گذرانيده و در انتهاي جواني چون دمي به عقب نگريسته ، چيزي جز تباهي عمر نديده و به خود آمده ، هزليات بگذاشته ، به گوشه عزلتي بنشسته و دراذاي عمري كه از دست داده شروع به خواندن و آموختن ادب معاصر خود بخصوص زبان و ادبيات عرب نموده و ابتدا با مجموعه گلستان و بعد با بوستان خود سعي در اصلاح اذهان نسبت به خويش و تزكيه گذشته خود نموده است.

كتاب حاوي مطالب بديع و تازه است و به طور يقين سخنان نو دارد. زاويه ديد تازه اي از زندگي سعدي و ترتّب آن بدست مي دهد. اما مهمتر آنست كه عدم دقت نويسندگان ديگر در اين زوايا را بيان مي نمايد كه اين خود نشان دهنده تيزبيني و تفاوت نگاه نويسنده به جهان اطراف خويش است. البته بايد به نثر محكم و متين كتاب نيز اشاره نمود كه باعث ميشود بدون خستگي و دل زدگي آن را به پايان رسانيد. فصل آخر كتاب كه همنام عنوان كتاب انتخاب شده است ، به نظر من ، محكمترين و زيباترين فصل آن است. اين فصل در واقع نتيجه گيري از تمامي بررسي هاي صفحات ما قبل خود است.

هدف من از نگارش اين سطور، علاوه بر معرفي كتاب ، اين نگاه نو به تاريخ حيات سعدي ، بررسي و طرح چند مطلب است.

دوستاني كه با نظريات آقاي پورپيرار در مجموعه كتابهاي " دوازده قرن سكوت " و سپس در نوشته هاي وبلاگ "حق و صبر " كه توسط ايشان و در تداوم كتب مذكور ادامه مي يابد، آشنا هستند ، ميدانند كه ايشان معتقدند از دوران خشايار شاه هخامنشي تا دوران صفويه در منطقه اي تقريبا به وسعت سرزمينهاي ايران و توركيه و بين النهرين حيات بر اثر واقعه پوريم متوقف شده است و هرآنچه در حال حاضر بنام ادبيات و فرهنگ و تاريخ تمدن ايران مربوط به آن دوران است ، همگي در طي يكصد سال اخير توسط ايادي يهود بازسازي و نوشته شده است. در واقع ايشان معتقدند كه يهود براي پنهان نگاه داشتن قتل عام پوريم ، مجبور به استخدام نيروهايي صاحب قدرت در ادبيات و زبان و تاريخ شده است تا به طريق غير حقيقي و از راه اختراع زبان فارسي و توركي و انتقال كساني به ايران و بين النهرين و توركيه ، نسبت به بازسازي و جعل آثار تاريخي و به ويژه ادبيات پارسي اقدام نمايد. البته در طي اين مدت براي بسياري از مطالب مورد بحث خود هم دلايل متقن و كافي ارائه داده است به خصوص فيلمي مستند با نام " تخت گاه هيچكس" توسط آقاي غفوري و به راهنمايي ايشان از مجموعه معروف به تخت جمشيد ساخته شده كه حاوي اطلاعات بسيار قابل توجه و محكم در باره اسناد و اعتبار اين مجموعه ميباشد. اگرچه زمان طبع كتاب مورد بحث و مجموعه نظرات وبلاگ حق و صبر ده سالي باهم فاصله دارند اما از آنجا كه اين وبلاگ ادامه مطالب كتب دوازده قرن سكوت است و آن كتب در سال 1379 شروع به نشر نموده است ، اصل نظريه عدم وجود حيات در ده قرن اول اسلامي در ايران نميتواند براي شخص نويسنده نو و جديد باشد. از اين رو برخي از نوشته هاي كتاب براي من قابل توجه بود.

به جملاتي از نويسنده در طول كتاب توجه كنيد:

" شيخ اجل صاحب و خالق آثاري است كه انتساب حتي قطعه اي از آن ، موجب آوازه اي هر گم نامي است و او ، كه آن مجموعه كليات را به بازو مي برد، چندان معتبر است كه تمامي صاحب نامان تاريخ ادب ما ، به آرزو خواسته اند. مقدمه نخست كتاب"

"... اگر فصاحت سعدي در زبان عرب دون فصاحت حافظ در همان زبان قرار مي گيرد ، كه جز يك بار و آن هم به مدتي كوتاه از دروازه شيراز عبور نكرده ، براي اين است كه حافظ از نوجواني به عنوان اديب در فراگيري رموز زبان عرب كوشيده است ولي سعدي فقط در ميان سالي ، چنان چه خواهيم آورد ، با اين زبان آشنا شده است. ص 61 "

"زبان عرب ، به متكلمان ، نحو يان و زبان شناسان به اصطلاح عجم ، مديون است. حقيقت بي خدشه ، پذيرفته شده و مسلم مي گويد همچنان كه ده كتاب اصلي و مهم ، در شاخه هاي انديشه هاي مذهبي در اسلام ، يعني " صحاح سته" و " كتب اربعه" ، همه زاييده ي تفحص و تتبع و تعمق و تحقيق ايرانيان است، نزديك به تمامي كتب تنظيم شده در قاعده ي زبان و اسلوب بيان عرب نيز ، متعلق به عجم است و زمخشري ، چنان كه خود به تواضع گفته ، بزرگ تر ين آن ها نيست. ص 63 "

" در گير و دار حوادث مهم قرن پنجم هجري در جهان اسلام ، ظهور و نفوذ برق آساي فرقه ي اسماعيليه ، قدرت گرفتن خلفاي فاطمي در مصر و رسوخ تفكر و حكومت هاي شيعي نظير آل بويه در مركز جهان اسلام و در حواشي قدرت خليفه ، سنت گرايان را به انديشه ي تقويت مراكز فرهنگي وابسته به دربار خليفه واداشت.... ص 93 "

"... باري ، مي گفتيم كه اگر و به فرض غير قابل قبول و علي رغم شهادت خواجه نصير و خواجه رشيدالدين فضل الله ، يعني شاهدان فهيم و با فرهنگ حادثه ي سقوط بغداد، بخواهيم قتل اين "ابن جوزي" دوم را بپذيريم بايد اين حادثه را در اواخر ماه ربيع الا ول همان سال بدانيم .... ص 126 "

"... منصور ، دومين خليفه ي عباسي نيز از جهاتي در تاريخ يادگارهايي چون حجاج بن يوسف به جاي گذارده ، كه نام و زمان او را چون نام و زمان حجاج فراموش ناشدني كرده است. گذشته از بناي شهر بغداد ، كه گفته شده از بقاياي مصالح تيسفون ويران برآورد ، او قاتل عبدالله بن مقفع منشي بزرگ ايراني ، مترجم كليله و دمنه است . همچنين او كشنده ي ابومسلم خراساني و نيز او عبدالله محمد بن عبدالله بن حسن بن علي بن ابي طالب معروف به نفس زكيه است. ص 162 "

" ... لااقل اينكه علاء الدين جو يني صاحب تاريخ بزرگ جهان گشاي كه از نفيس تر ين آثار مانده از قرن هفتم و شامل جزئياتي در تاريخ مغول و خاصه مغول در ايران است و تاليف آن به سال 658 پايان آمده... ص 175"

" تذكر ديگري مي آورم كه شايسته ي توجهي عميق است و آن اين كه شاعر و حكيم و مردم شناس بزرگ قرن هشتم هجري ، خواجه نظام الدين عبيدالله زاكاني قزويني ، كه از ميانه ي قرن هشتم به شيراز مي زيسته است ، در رساله مختصر و مفيد و كم برگ "اخلاق الاشراف" نزديك به سي مورد به شعر فارسي و عربي متوسل شده است و... ص 271"

گرچه كتاب "مگر اين پنج روزه " ده سالي قبل از نوشتار "حق و صبر" منتشر شده است ليكن كتاب در سال 1387 از ناشر خريداري شده است و طبعا هيچ يادداشتي مشتمل بر نظرات جديد نويسنده در باب مجعول بودن سعدي ندارد. به نظر من لازم است نويسنده محترم صفحه اي بهمراه كتاب ارائه نمايد ( و يا توضيحي جداگانه از هر طريق كه صلاح ميداند ) كه در آن به عدم وجود تاريخ مابين شروع اسلام و صفويه ، اشارت نموده و تصريح نمايد كه كتاب فوق بررسي ادبي جعل نامه اي بنام شخصيت غير حقيقي سعدي شيرازي است و هر مطلبي كه ادبيات آثار سعدي و حافظ و .... را بررسي مي كند ، در حقيقت ، مشغول به محك زدن هنر نمايي جاعلان اجيري است كه هيچ ردي از خود بر جا نگذارده اند و هر آنچه از نظر ترتيب نوشتاري مجموعه آثار اين سعدي به نظر ميرسد در واقع هنر جعل يهود است و نويسندگان اجير براي رد پوريم توانسته اند با هنر نمايي در زبان پارسي مجعول خودشان به گونه اي صحنه آرايي نمايند كه خواننده مشتبه گردد كه واقعا شيخ صالحي بوده كه ابتدا به عبث گويي و هزل آثاري داشته و پس از پنجاه سال عمر شروع به زهد و نوشتن گلستان نموده و آنگاه كه بر زبان ادبي پارسي مسلط شده همت به خلق اثر زيباي بوستان كرده است. در واقع نويسنده حقيقي از اول بر اين زبان مسلط بوده است و تنها در حال ايفاي نقش معهود چنين رفتار نموده و چنين آثاري خلق كرده است . در واقع با وجود يكه نفس هر شخصي خواستار آنست كه بتواند نام خود را با كتابي چون بوستان در جهان ماندگار كند ، اما ، اين نويسندگان اجير بر اين نفس فايق آمده و بدون آنكه نام خود را بر صفحه تاريخ ثبت كنند با خلق آثار بديعي به زبانهاي فارسي ، توركي و عربي و حتي در لهجه هاي مختلف زير گروهي اين السان ، آثار ادبي گرانقدري را ساخته اند كه بتوانند شخصيتهاي مجعولي چون حافظ ، سعدي ، عطار ، مولوي ، نظام الملك ، جو يني ، شمس تبريزي ، فردوسي و....براي پنهان داشتن واقعه اسف بر انگيز پوريم مورد استفاده قرار دهند. ومكروا و مكر الله و الله خيرالماكرين.

 

+ نوشته شده توسط رضا حكمت در پنجشنبه 1387/07/11 و ساعت 10:55 |