بارها شنيده وخوانده ايم كه حجاب، ابعاد
مختلفی دارد و نظرات متفاوتي در موردش صادر شده است.اما قبل از ورود در هر بحثی
تأمّلی دربارة واژة لازم است . در واقع كلمه عربی آن "ساتِر" و در زبان
فارسيِ هم معني آن "پوشش" است. كلمه حجاب در قرآن کریم به معنای
"مانع"استعمال شده است.البته اين حجاب قرآني، مختص همسران حضرت رسول
الله بوده ، چنانچه آيه 53 سوره احزاب درمورد ارتباط با زنان حضرت رسول الله تاكيد
مي كند: «وَ إذا سَألتُمُوهُنََّ مَتاعاً فَاسئَلوُهُنََّ مِن وَراءِ حِجاب» "وقتي
چيزي(متاعي) از آنها ميخواهيد( زنان رسول الله) ، از پشت مانع از ایشان
بخواهيد." و چون در آيه فوق يا ديگر آياتي نسبت به زنان غير
چنین دستوري وجود ندارد، پس براي ارتباط كلامي با زنان غير همسران حضرت رسول الله
نيازي به پرده و مانع وجود ندارد. البته آنچه در عصر حاضر و در كشور ما بدان حجاب
اتلاق ميشود، آن حدّی از پوشش است که زنانِ مسلمان در مقابل مردانِ نامحرم رعایت
می کنند. ابتدا ایراداتی را بررسی کنیم که بطور عمده از سوی افراد مختلف به این
مسئله وارد میشود:
ایرادی كه بر پوشيدگی زن میگيرند
اينست كه منطقی نیست و چيزی كه منطقی نيست نبايد از آن دفاع كرد . میگويند منشأ
حجاب ، يا غارتگری و نا امنی بوده است كه امروز وجود ندارد ، و يا فكر رهبانيت و
ترك لذت بوده است كه فكر باطل و نادرستی است ، و يا خودخواهی و سلطهجوئی مرد بوده
كه رذيلهای است ناهنجار و بايد با آن مبارزه كرد ، و يا اعتقاد به پليدی زن در
ايام حيض بوده است كه اين هم خرافهای بيش نيست.
ايراد ديگری كه بر حجاب گرفتهاند
اينست كه موجب سلب حق آزادی زن میشود كه يك حق طبيعی بشری است .نیز
می گویند كه حجاب سبب ركود و تعطيل فعاليتهائی است كه خلقت در استعداد زن قرار
داده است. یك ايراد ديگر كه بر حجاب گرفتهاند اينست كه ايجاد حريم ميان زن و مرد
بر اشتياقها و التهابها میافزايد و طبق اصل " الانسان حريص علی ما منع منه
" ، حرص و ولع نسبت به اعمال جنسی را در زن و مرد بيشتر میكند . به علاوه ،
سركوب كردن غرائز موجب انواع اختلالهای روانی و بيماريهای روحی میگردد.
این ایرادها اغلب زمانی که زن را مانند
متاعی در خانه نگهداری کرده و اجازه حیات اجتماعی را از او سلب می کنند(مانند
کشورهای عربستان سعودی و افغانستان دوران طالبان ) معقول و منطقی بنظر می رسد. اما
چنانچه بپذیریم که: زن نيزهمسان مرد دارای ذوق ، فكر ، فهم ، هوش و استعداد كار
است و اين استعدادها را خدا به او داده است و بيهوده نيست و بايد به ثمر برسد ، آن
گاه حضور زن محجبه در نقاط مختلف جوامع انسانی (نظیر کشورهای مالزی ، اندونزی ،
ایران) نشانگر ضعف و غیر علمی بودن ایرادات شمرده شده خواهد بود. ضمن آنکه حیات
اجتماعی زنان باعث رفع حریم غیر منطقی زن و مرد و نگاه به زنان بصورت متاع جنسی را
در پی خواهد داشت.البته زمانی هم مسئله حجاب را به عنوان یک موضوع
شخصی طرح و از عدم دخالت آن در ابعاد اجتماعی گفتگو می کنند.
اين كه حجاب موضوع و مسئله اي عمومي
است يا شخصی؟ ظاهرا پرسش ساده اي است ، كه پاسخ ساده اي ندارد. اگر پوشش را مربوط
به حوزة خصوصي بدانيم، در اين صورت ميتوانيم بگوييم هيچ كسي حق ندارد در آن
دخالت کند و قانونی در مورد آن تعیین کند. اما اگر هم مربوط به حوزة عمومی باشد و
مسئولین مجامع عمومی موظف به دخالت و تعیین حدود، آنگاه لباس تبدیل به یونیفورم می
شود و نبايد از آن تخطي كرد. اما در اکثر جوامع حد پوشش سواي ايندو و به شكل
متعارف مورد قبول عامه مشاهده می شود.در اکثر جوامع حد پوشش شهروندان در حوزة
عمومی محدود به محدوده قانون است، يعني آن حديكه قانون گذار اجازه داده و كمتر از
آن با دخالت محافظين قانون مواجه مي شود. اما در تمامي جوامع پوشش در حد متعارف
رعایت می شود، كه غالبا بيشتر از حدود حداقل مصوب دولتهاست و البته متناسب با
وضعیت جغرافیائی، فرهنگ، سنت و دین، متفاوت. در اینکه چنین حدود قانونی در اکثر
جوامع وجود دارد بحثی نیست، اما اين حدود بر اساس اصول دموكراسي و با آراء عموم
مطابقت دارد يا نه؟
بديهي است در جوامعی که حد قانونی پوشش بالاتر از حد متعارف
پوشش در همان جوامع است، این حد با مقاومت شهروندان مواجه می شود، و درست در
جوامعي كه حد متعارف و خواست عمومي بيشتر از قانون دولتهاست ، حاكمان براي پيش برد
اهداف خود سعي در تخريب ديواره حد متعارف مردم را دارند و متاسفانه دولت درهر دو
شكل ،برای اعمال این قانون غیر متعارف دست به دامان قوه قهریه و مجازات می شوند.
اگر فاصلة عرف مردم و قانون دولت زیاد باشد، حذف آن با زور ممكن نیست و فشارغلط به
ازدیاد واكنشهاي نا صواب مي انجامد. از نظر عقلي بهترين راهکار اصلاح حدود متعارف
جوامع شيوه حقوقی است.البته اگر قانونی تصویب شد که بسیاری از شهروندان متخلف و
متهم به نقض قانون شدند، بايد در صحت آن قانون تردید کرد، حتی اگر در بطلان موضع
آن متخلفان نیز تردیدی نداشته باشیم. در واقع ايراد در روش اجرا است. البتهاين
موارد مربوط به محدوده انساني است و نه ديني. وقتي ما ديني را ارسال شده از سوي
فراتر از بشر مي انگاريم موضوع عوض ميشود. ما قبول مي كنيم كه شخصي بدون منافع
شخصي خود و براي اصلاح حيات بشري قانون و حدودي براي ما مي فرستد و به دليل احاطه
و آگاهي مطلق به ذات بشر مشكل قوانين دولتي در آن نيست. منتهی هنوز فهم و درك و
توجيه صحيح قوانين ديني در اختيار بشر است و عدم درك صحيح يا تفسير به راي قانون
همچنان موجب وجود خلاء و ناهنجاري خواهد شد. مثال روشن موضوع تفسیر
کلمه "عورت" به زن و حکم ضعف ذاتی وی و نیاز به "ستر
عورت" در تفاسیر فقهاست که با چنین تفسیری حتی مسئله روبند و حجاب توبره ای
را به میان می آورند. توضیح اینکه عورت به معنی جایگاه ضعیف و قابل نفوذ و ضربه
است و مثلا درقران آیه "13 سوره احزاب" میگوید" وَإِذْ قَالَت
طَّائِفَةٌ مِّنْهُمْ يَاأَهْلَ يَثْرِبَ لاَ مُقَامَ لَکُمْ فَارْجِعُوا
وَيَسْتَأْذِنُ فَرِيقٌ مِّنْهُمُ النَّبِيَّ يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنَا
عَوْرَةٌ وَمَا هِيَ بِعَوْرَةٍ إِن يُرِيدُونَ إِلَّا فِرَارا " عده
ای از اهل یثرب به پیامبر رجوع می کنند و می خواهند که در جنگ شرکت نکنند زیرا
خانه های خود را بی حفاظ و آسیب پذیر می دانند در حالیکه فقط قصد فرار از جنگ را
دارند. متاسفانه عدم توضیح کافی و به موقع باعث شده که اولا به صورت مصطلح غلط کلمه عورت به ناحیه
شرمگاهی بیان شود و سپس با عنوان کردن زن بعنوان عورت از وی جز موضوع مسئله جنسی ،
زاد وولد ، ناتوانی و ضعف ذاتی تصوری در اذهان پدید نیاید. اما حكم ديني حجاب چيست؟ البته ما
اين حكم را در قران جستجو مي كنيم و با كتب ديگر اديان فعلا كاري نداريم. در قران
مجيد خطابش نسبت به مؤمنان است، يعني خطاب این حکم «یا ایّها النّاسّ» نیست، «یا
ایّها الّذین آمنوا» است. آیة 59 سورة احزاب «يا ايّها النّبي، قُل لأزواجك و
بناتك و نساءِ المؤمنين یُدنیِن علیهِنَّ مِن جَلابیبِهِنَّ ذلک أدنی أن یُعرَفنَ
فلایُؤذَینَ» یعنی «ای پیامبر، به همسران و دخترانت و به زنان مؤمنین بگو که روسری
های خویش را به خود نزدیک سازند، این کار برای اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار
نگیرند نزدیکتر است.» همچنان كه آیات 28 تا 31 سورة نور هم با خطاب خاصّ «یا ایّها
الّذین آمنوا» آغاز می شود. در آیة 30 با خطاب «قل للمؤمنين» مردان مؤمن را به
پاکدامنی می خواندو در آیة 31 حدود زنان مومن را چنین مقرر می دارد: «و قُل
لِلمؤمنات یَغضُضنَ مِن أبصارِهِنَّ و یَحفَظنَ فُرُوجِهُنَّ و لایبُدینَ
زینتَهُنَّ إلّا ما ظَهَرَ مِنها وَ لیَضرِبنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلی جُیُوبِهِنَّ و
لایُبدینَ زینتَهُنَّ إلّا لِبُعُولَتِهِنَّ أو آبائِهِنَّ ...» یعنی «به زنان
مؤمنه بگو دیدکان خویش فرو خوابانندو دامنهای خود حفظ کنند، و زیور خویش آشکار
نکنندمگر آنچه پیداست، سرپوشهای خود بر گریبان بزنند، زیور خود آشکار نکنند، مگر برای
شوهران، پدران و...».
بر اساس دو آیة فوق ، كه كاملا روشن
است و نيازي به تفاسير گوناگون ندارد ، اول اين كه پوشش اسلامي، چه براي مرد مسلمان
و چه براي زن مسلمان ضوابطي دارد. پس هر مرد یا زن مؤمنه ای ، به لحاظ دینی موظف
است به مفادّ آیات فوق گردن نهد.
دوم تکلیف غیرمؤمنين و غیر مسلمانان
است. اگر حكومت در اختيار مومنين است و غير مسلمانان در چهار چوب قوانين اجتماعي
اسلام زندگي مي كنند پس قراردادي با مومنان بسته اند و موظفا مطابق با آن قرارداد
رفتار ميكنند. بدين معني با شهروندان غیر مسلمان جامعه اسلامی تنها می توان با
قانون در باره پوشش در حوزه عمومی سخن گفت نه احکام اسلامی که مختص مسلمانان است.
اما افرادي که مسلمان هستند، اما مومن
نيستند. اين افراد از نظر ديني دارند معصيت ميكنند، و به همان اعتقاد ديني،
به دنياي ديگر جزای عملشان را ميچشند. البته حدود قانوني مربوط به اين دنياست و
مجبور به رعايت آن در اجتماعند. در واقع اين موضوع مانند روزه است ، كسي را
نميتوان به اجبار روزه دار كرد اما رعايت عدم تظاهر به روزه خواري در محدوده
اجتماع عمومي قانوني و جزو وظايف همگاني است.
اما در تجربه سي ساله اخير كشور ايران
ملاحظه مي كنيم كه قانون رعايت اجباري اين مسئله روز بروز كم رنگتر و به نوعي تعداد
افراد غير مومن فزونتر مي شود. حجاب اجباری که خود را در پدیده ای بنام بدحجابی
بروز داده است، گاه بی پرواتر از بی حجابی است. به نظر ميرسد ، اجباری کردن آنچه
در ذات خود وجه امتیاز مؤمنان از غير آن ها بوده است، تهی کردن حکم دینی از فلسفة
آن و دفن، اهداف متعالی عفاف و پوشش دینی است. آنچه كه در جهان مسيحيت هم اتفاق
افتاد و لباس محجب زنان با نام لباس رهبانيت مطرود و منزوي شد و آرام آرام بدحجابي
جاي خود را به لاابالي گري و حذف همه لباسهاي زنان بخشيد.
حال براي بيرون رفتن از اين مشكلي كه
بر سر قانون الهي آمده و با اجباري شدن آن از سوي دولت سلامت حدود آن از سوي افراد
غير معتقد به خطر افتاده است ، چه بايد كرد؟ ديده ايم كه افزايش فشار دولتي بجايي
نمي رسد ، زيرا دولت ما نميتواند يا نمي خواهد عملكردي مانند دولت طالبان
ياعربستان سعودي داشته باشد(به لحاظ مشكلات متعدد سياسي كه دارد) ، اگرچه قشري از
اين دولت شديدا متمايل به آنند.از طرف ديگر دولت ايران لائيك و متمايل
به لاابالي گري نيست و نمي تواند در برابر نابودي ارزشهاي اجتماعي و ديني ساكت
بماند. برای برون رفت از مشکل باید چاره ای اندیشید. نه راه حلّ رسمی توان حلّ
مشکل را دارد، نه نادیده گرفته شدن تدریجی پوشش در میان خانواده ها قابل دفاع.
اما ميتوان كشورهايي مانندپاكستان ،
اندونزي و مالزي را مد نظر قرار داد . چون در اين كشورها محدوده قانون از حد ديني
كمتر است ، بنابراين رعايت حجاب توانسته است همان هدفي را كه قران توصيه مي كند ،
براورد سازد . يعني همانند ، صدر اسلام، پوشش امتیازی براي مؤمن است كه خودشان را
از ديگران متمايز كنند، تا محفوظ بمانند و از آسیبهای اجتماعی که معلول عدم رعایت
حد شرعی حجاب است در امان بمانند. نص قرآن(احزاب/59) هم همين را ميگويد: «ذلک
أدنی أن یُعرَفنَ فلایُؤذَینَ» یعنی « این کار[رعایت پوشش مو وسر و گردن] برای
اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند نزدیکتر است.» بخاطر دارم كه قبل از
انقلاب هم زناني كه رعايت حجاب مي كردند ، مورد احترام اجتماع بودند و اصولا افراد
متخلف كمترجرئت مزاحمت آنها را داشتند. اما متاسفانه با پوشيدن شدن حجاب بر اندام
همه غير مومنان و بخصوص افراد لاابالي ، ازحرمت حجاب كاسته شدو فرقي بين مومن و
غير مومن نماند و اين مسئله كم كم باعث رخنه افكار ضد حجاب در مردم شدو متاسفانه
به جاي اين كه پوشش اسلامي عمومی شود، به اصطلاح «بدحجابي» همگاني شده است.
اگر ما اجبار را از پوشش ديني برداريم،
پوشش تبديل به يك اختيار ديني ميشود. شما به عنوان ديندار، شرعا موظفيد آن را
انجام دهيد. اما آيا بايد به عنوان يك شهروند هم موظف به انجام آن باشيد؟ از طرفي
محدوده قانون هم بايد در برگيرنده تمام اقشار و افكاري در جامعه باشد كه در حد
تعيين نماينده قانوني خود هستند.يعني تعيين حدود اين حجاب كمتر از شرع هم بايد با
عرف همسان باشد و چنان به حداقل نرسد كه باعث افتادن از سر ديگر داربست شود.طبعا
جزئیات مسئله نیازمند بررسی و گفتگوی حقوقی متخصصان مربوطه خواهد بود.
منابع مورد استفاده : قرآن
مجید آراء و نظریات : علامه طباطبائی ، محسن
کدیور ، مرتضی مطهری
+ نوشته شده توسط رضا حكمت در چهارشنبه 1387/08/15 و ساعت
8:2 |
